اسباب اختلاف بین مسلمانان؛ بخش پنجم
۱۴۰۱/۱۱/۰۲ ۰۹:۵۶ 42
یادداشت

اسباب اختلاف بین مسلمانان؛ بخش پنجم

اخبار غیر دقیق 

حجة الاسلام و المسلمین دکتر احمد شفیعی نیا[1]

یکی دیگر از عوامل اختلاف میان مسلمانان اقدامات عملی است که پشتوانۀ آن اخبار نادرست و گفته‌های بی‌اساسی است که اگر مورد دقت قرار گیرد، چه بسیار تصمیم‌هایی که متوقف می‌شود و کارهایی که ادامه پیدا نخواهد کرد؛ ازاین‌رو دقت در صدور اخبار، مقدم بر هرگونه اقدامی است. از امیرالمؤمنین«علیه السلام» پرسیدند: «فاصله میان راست و دروغ چقدر است؟» فرمودند: «بَینَهُمَا مِقدارُ کَفٍّ: بین آن دو به‌ مقدار یک کف دست فاصله است». سپس آن حضرت این‌گونه عمل کردند: «وَضَعَ کَفَّهُ بَينَ اُذُنِهِ وَعَينِهِ، فَقَالَ: مَا رأيتَ فَهُوَ الصِّدقُ، وَ مَا سَمِعتَ فَهُوَ الکِذبُ:  دستشان را میان گوش و چشمشان قرار دادند و فرمودند: آنچه با چشمت دیدی صحیح است و آنچه شنیدی دروغ است؛» به همین دلیل برای دستیابی به درستی صدور روایات فرمودند: «اِعقِلُوا الخَبَرَ اِذَا سَمِعتُمُوهُ عَقلَ رِعَايَةٍ لاعَقلَ رِوايَةٍ؛ فَانَّ رُوَاةَ العِلمِ کَثِيرٌ، وَ رُعَاتَهُ قَلِيلٌ: هرگاه خبری را شنیدید، در آن دقت کنید و صرفاً آن را نقل نکنید؛ زیرا ناقلان اخبار بسیارند و دقت‌کنندگان در آن اندک‌».

محمد‌بن‌فضیل به امام رضا«علیه السلام»  عرض کرد: «جُعِلتُ فِداکَ، الرَّجُلُ مِن إخوَانِي يُبَلَّغُنِی عَنهُ الشَّیءَ وَ الَّذِي اُکرِهُهُ، فأسالُهُ عَن ذلِكَ فَيُنکِرُ ذَلِکَ، وَ قَد أخبَرَنِي عَنهُ قَومٌ ثِقَاتٌ: فدایت شوم، از یکی از دوستانم به من اخباری می‌رسد که خوش نمی‌دارم وقتی از آن دوستم می‌پرسم [چنین چیزی را از تو برایم نقل کرده‌اند] آن را انکار می‌کند، در‌حالی‌که عده‌ای از افراد مورد وثوق این خبر را برایم آورده‌اند».

آن حضرت در پاسخ او فرمودند: «يَا مُحَمَّدُ، كَذِّب سَمعَكَ وَ بَصَرَكَ عَن أخِيكَ؛ فَإن شَهِدَ عِندَكَ خَمسُونَ قَسامَةً وَ قَالُوا لَكَ قَولاً فَصَدِّقهُ وَ كَذِّبهُم؛ لاَ تُذِيعَنَّ عَلَيهِ شَيئاً تُشِينُهُ بِهِ، وَ تَهدِمُ بِهِ مُرُوَّتَهُ فَتَكُونَ مِنَ الَّذِينَ قَالَ الله فِي كِتَابِهِ: "إنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ امَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ ألِيمٌ فِي الدُّنيَا وَ الآخِرَة":   ای محمد، چشم و گوشت را راجع به آنچه علیه برادرت میگویند تکذیب کن. پس اگر پنجاه نفر نزد تو شهادت علیه او دادند و برادرت چیز دیگری می‌گفت، تمامی آن پنجاه نفر را تکذیب کن و او را تصدیق نما. آنچه آبروی او را می‌برد انجام مده که مبادا از کسانی شمرده شوی که خداوند دربارۀ آنان می‌فرماید: کسانی که دوست دارند زشتی‌ها را به مؤمنان نسبت داده و اشاعه دهند، عذابی دردناک در انتظار آنان است».

امیرالمؤمنین«علیه السلام» در تبیین محدوده ‌حق از باطل فرمودند: «الباطِلُ أن تَقُولَ سَمِعتُ وَ الحَقَّ أن تَقُولَ رأيتُ: باطل آن است که بگویی شنیدم و حق آن است که بگویی دیدم».

ابن‌ابی‌الحدید این کلام را این‌گونه شرح می‌دهد:

«هذا الكلامُ هُوَ نَهىٌ عَنِ التَّسَرُعُ إلى التَّصدِيقِ بِمَا يُقالُ مِنَ العَيبِ وَالقَدحِ فِي حَقِّ الانسانِ المَستُورِ، الظَّاهِرِ المُشتَهَرِ بِالصَّلاحِ وَالخيرِ، وَهُوَ خُلاصَةُ قَولِهِ سُبحَانَهُ: ﴿إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلي‏ ما فَعَلْتُمْ نادِمينَ﴾ :  این کلام درحقیقت نهی است از عجله‌کردن در تصدیق آنچه به‌عنوان عیب در حق انسان‌های ظاهرالصلاح گفته می‌شود و خلاصه‌ای از این آیه است: اگر شخص فاسقی خبری برای شما بیاورد، دربارۀ آن تحقیق کنید، مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید و از کردۀ خود پشیمان شوید».

از این رو به خاطر اخبار غیر صحیح، برخی از مسلمانان به شيعیان نسبت داده اند كه آنان مُصحفى خاص خود داشته و آن را «المُصحف الشيعي» مى نامند؛ در حالىكه شيعه خود در طول حيات خويش چنين موضوعى را ادعا نکرده است. 

و یا به خاطر فهم نادرستی که از عقیده «بداء» نزد شیعه به آنان نقل یافته است،  بداء شیعی را برگرفته از افکار یهود برشمرده اند، و آن را موجب تغییر در علم الهی و نسبت دادن جهل به خدا دانسته اند؛ در نتیجه شیعیان را متهم به کفر می کنند. در حالیکه بداء به معنای جهل و ناآگاهی در خداوند راه ندارد، و طبق روایات شیعه از هر کس که چنین سخنی را بگوید باید تبرّی جست. حقیقت بداء در نزد شعیان به پایان رسیدن تاریخ چیزی است که خداوند از ابتدا آن را می دانسته است ولی به دلایلی از اعلان آن صرف نظر کرده است، لذا در ظاهر ادامه دار به نظر می رسیده است


[1] . معاون پژوهش و فن آوری دانشگاه مذاهب اسلامی

ارسال نظر