شهیدِ ماهِ مبارکِ رمضان
۱۴۰۱/۰۲/۰۲ ۱۷:۴۰ 249
السلام علیک یا امیر المؤمنین یا علی بن ابی طالب (ع)

شهیدِ ماهِ مبارکِ رمضان

بسم الله الرحمن الرحيم

شهیدِ ماهِ مبارکِ رمضان 

احمدعلی رضائی اسدآبادی[1]

مقدمه

علی ابن ابی طالب ( علیه السلام )، فرزند ابوطالب و فاطمه بنت اسد و یکی از خلفای رسول الله ( صلی الله علیه و آله ) است که در دامن پُر مِهر حضرت محمد ( صلی الله علیه و آله ) و اُمّ المؤمنین حضرت خدیجه کبری ( سلام الله علیها) پرورش یافته و در سن کودکی به رسالت رسول الله ( صلی الله علیه و آله ) ایمان آورده و با ایشان بیعت نموده است. کُنیه های ایشان عبارتند از « ابوالحسن ، ابو تراب » و برخی از ألقابشان  عبارتست از « مرتضی ، أمیرالمؤمنین ، حیدر ، ... ».[2] ایشان، همسر گرامی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها ) و پدر امام حسن و امام حسین و حضرت زینب کبری ( علیهم السلام) است. ایشان، جوانمردیست که در تاریخ پر فراز و نشبی صدر اسلام، بارها جان خویش را سپرِ بلای جانِ رسول خدا ( صلی الله علیه و آله) کرده بودند و برای پیروزی دین مقدس اسلام بر کفر و شرک و طاغوت، سر از پا نمی شناختند؛ که می توان به عنوان نمونه به ماجراهای « لیلة المَبِیت » و « جنگ احد » و « جنگ احزاب» و « فتح قلعه خیبر یهودیان» و ... اشاره کرد. آغاز امامت ایشان، از زمان رحلت جانسوز رسول مکرَّم اسلام (صلی الله علیه و آله ) است که رسماً در « غدیرخم » ، به عنوان خلیفه و امام و جانشین رسول خدا ( صلی الله علیه و آله) منصوب شده اند. سرانجام  در ۱۹ رمضان سال ۴۰ قمری در مسجد کوفه توسط ابن ملجم مرادی ترور ، و در ۲۱ رمضان سال ۴۰ قمری به شهادت رسیدند.[3] آیات و روایات متعددی در عظمتِ شأن و مقام امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب ( علیه السلام ) وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می شود.

کلیدواژه ها: « علی ابن ابی طالب ، شهیدِ ماهِ مبارکِ رمضان ».
 

جایگاه علی ابن ابی طالب (علیه السلام ) در قرآن مجید

امیر المؤمنین امام علی ( علیه السلام در قرآن مجید دارای شأن و مقام و منزلت والایی است که به برخی از آن آیات شریفه اشاره می شود.

الف) ایشان، در « آیه ۶۱ سوره آل عمران » ، به عنوان « نَفْسْ و جانِ رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) » معرفی شده است؛ خداوند متعال در سوره « آل عمران » می فرمایند: « فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ؛ یا رسول الله ( صلی الله علیه و آله)، کسانی که با تو درباره او              ( حضرت عیسی بن مریم سلام الله علیهما )، پس از إعطای علم الهی به تو درباره حقیقت او – بنده خدا بودن حضرت عیسی بن علیهما السلام  نه خدا بودن ایشان -  استدلال می کند، بگو: بیایید تا فراخوانیم پسرانمان و پسرانتان ، زنهایمان و زنان هایتان، و خودمان و خودتان را، و سپس یکدیگر را نفرین کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم».[4]   

مسلم بن حجاج نیشابوری در « صحیح مسلم » در تفسیر این آیه شریفه، از « سعد بن أبی وقّاص » نقل می کند زمانی که این آیه شریفه - « فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ » – نازل شد، رسولُ الله ( صلی الله علیه و آله) علیّ و فاطمةَ و حسن و حسین فراخواندند و فرمودند: « اللّهم هولآء أهلی؛       « خدایا ، اینها ، اهل بیت من هستند».[5]

ب) ایشان، به حکم « آیه ۳۳ سوره احزاب » ، جزء اهل بیت ( علیهم السلام) و معصوم هستند؛ خداوند متعال در این آیه شریفه می فرمایند: « إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا ؛ قطعاً خداوند متعال اراده فرموده که تمام پلیدیها را از شما اهل بیت رسول الله (صلی الله علیه و آله )  دور کند و شما را پاک ( معصوم ) قرار دهد ».[6] حاکم نیشابوری در کتاب « المستدرک علی الصحیحین » می نویسد: « منظور از اهل بیت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم )  در آیه ۳۳ سوره احزاب ، علی ّ و فاطمه و حسن و حسین است».[7]

ج) ایشان، طبق « آیه ۵۹ سوره نساء » به عنوان یکی از مصادیق « أولوا الأمرِ معصوم و واجب الإطاعة » هستند؛ خداوند متعال در این آیه شریفه می فرمایند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید از خداوند متعال اطاعت کنید و از رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) و أولوا الأمر نیز  اطاعت کنید».[8] 

جناب آقای فخر رازی – یکی از مفسِّرین طراز اول اهل سنت - در تفسیر این آیه شریفه می نویسند: به جهت غیر مقیَّد بودن « أطیعوا » در « أطیعوا الرسول و اولی الأمر منکم » ، ناچاریم که بگوییم : اولوا الأمر نیز مانند رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) معصوم هستند.[9] و إطلاقِ صیغه ی أمرِ « أطیعوا »، دلالت بر واجب الإطاعة بودنِ رسول خدا ( صلی الله علیه و آله) و أولوا الأمر دارد. همچنین جناب آقای فاضل قندوزی حنفی در « ینابیع المودة » در تفسیر این آیه شریفه بیان کرده اند، علی بن ابی طالب (علیه السلام)، یکی از اولوا الأمر هستند.[10] 

د) ایشان ، طبق « آیه ۵۵ سوره مائده »، به عنوان « سرپرست مسلمانان » معرفی شده است؛ خداوند متعال در این آیه شریفه می فرمایند: « إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ ؛ قطعاً و یقیناً سرپرست شما، خداوند متعال و رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) و افراد با ایمانی هستند که نماز می خوانند و در هنگام رکوعِ نماز به فقیر صدقه می دهند».[11]

جناب ثعلبی نیشابوری – مفسِّر بزرگ اهل سنت - در تفسیر این آیه شریفه، روایتی را از ابن عباس رضوان الله علیه نقل می کند که ایشان در باره سبب نزول این آیه شریفه گفته اند: « ما در مسجد النبی ( صلی الله علیه و آله ) بودیم که فقیری آمد و درخواست کمک کرد. غیر از علی ابن ابی طالب ( علیه السلام ) که در حال نماز بودند، کسی به آن فقیر کمک نکرد ... » .[12]
 

جایگاه علی بن ابی طالب ( علیه السلام ) در سنت

الف) ایشان، یکی از عترت رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) است؛ قال رسول الله ( صلی الله علیه و آله ): « یا ایها الناس! إنی قد تَرکتُ فیکم ما إن أخذتم به لَن تَضِلُّوا ؛ کتابَ الله و عترتی، اهلَ بیتی؛ ای مردم، قرآن و اهل بیتم را در میان شما به یادگار می گذارم، مادامی که از آنها پیروی کنید، هرگز گمراه نمی شوید». [13]

ب) ایشان، یکی از خلفای دوازده گانه رسول خدا ( صلی الله علیه و آله) است؛ مسلم بن حجاج قشیری نیشابوری در « صحیح مسلم » و  ابو داود سجستانی در « سنن أبی داود» و  احمد بن حنبل در « مسند احمد » حدیث صحیحی را از رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) نقل کرده اند که می فرمایند: « لاَ يَزَالُ الإِسْلاَمُ عَزِيزًا إِلَى اثْنَىْ عَشَرَ خَلِيفَةً، كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ ؛ مادامی که دوازده نفر از خلفای من بر شما حکومت کنند، دین مقدس اسلام، عزیز خواهد بود ».[14]  

عالم جلیل القدر اهل سنت جناب آقای فاضل قندوزی حنفی (م۱۲۹۴ق) در کتاب « ینابیع المَوَدَّة لِذی القُربی مِن أهل العَبا ( علیهم السلام) » در تفسیر این حدیث شریف می نویسد: « احادیث دلالت کننده بر این که تعداد جانشینان رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم، دوازده نفر هستند، از طُرُق مختلفی ( سندهای گوناگون ) به دست مسلمانان رسیده است که با بررسی وقایع تاریخی صدر اسلام تا کنون ، در می بابیم که هیچ چاره ای نداریم غیر از این که حدیث شریف « اثنی عشر خلیفة » را بر « ائمه دوازده گانه اهل بیت علیهم السلام »، تطبیق کنیم؛ زیرا: آنها، داناترین و با عظمت ترین و زاهدترین و با تقواترین مردم زمانشان بوده اند و از نظر نَسَب و حَسَب نیز ، آنها دارای بهترین و گرامی ترین خانواده نزد خداوند متعال هستند و علوم آنها نیز، مُتَّصِلاً بِجَدِّهم ( صلی الله علیه و آله) بِالْوِراثة و علم غیب می باشند که « حدیث ثقلین » و احادیث فراوان دیگری نیز همین مُدّعا را به اثبات می رسانند».[15] 

ج) ایشان، جامع صفات حَسَنَه انبیاء سابق (علیهم السلام ) است؛« عَنْ أَبِي الْحَمْرَا مَوْلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآله وَسَلَّمَ قَالَ: كُنَّا حَوْلَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآله وَ سَلَّمَ فَطَلَعَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ، رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: « مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى آدَمَ فِي عِلْمِهِ، وَإِلَى نُوحٍ فِي فَهْمِهِ، وَإِلَى إِبْرَاهِيمَ فِي خُلُقِهِ، فَلْيَنْظُرْ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ؛ رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) فرمودند: « هر کس دوست آدم علیه السلام را با علمش و نوح علیه السلام را فهم و درکش و ابراهیم علیه السلام را با اخلاق نیکویش ببیند، به علی ابن ابی طالب نگاه کند ».[16]

د) ایشان ، برادر و مُصاحِبِ رسول خدا ( صلی الله علیه و آله )است؛ رسول خدا ( صلی الله علیه و آله) در جنگ حُنَین فرمودند: « عَلِيٌّ أَخِي وَ صَاحِبِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ ؛ علی ابن ابی طالب، برادر من و همنشین در روز قیامت است ».[17]

ذ) ایشان، پرچم دار و فتح کننده قلعه ی خبیر است؛ عَنْ أَبِيهِ، عَنْ سَهْلِ بْنِ سَعْدٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، سَمِعَ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آله وَ سَلَّمَ، يَقُولُ يَوْمَ خَيْبَرَ: « لَأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ رَجُلًا يَفْتَحُ اللَّهُ عَلَى يَدَيْهِ»، فَقَامُوا يَرْجُونَ لِذَلِكَ أَيُّهُمْ يُعْطَى، فَغَدَوْا وَكُلُّهُمْ يَرْجُو أَنْ يُعْطَى، فَقَالَ: أَيْنَ عَلِيٌّ؟ ؛ سهل بن سعد می گوید: در ماجرای فتح قلعه خیبر، رسول خدا ( صلی الله علیه و آله)فرمودند: « فردا پرچم سپاه را به دست کسی خواهم داد که خداوند متعال بوسیله او قلعه خیبر را فتح خواهد کرد».  [ فردای آن روز ] همه ی ما در مقابل رسول خدا ( صلی الله علیه و آله) ایستاده بودیم و امیدوار بودیم که آن شخص پرچم دار ما باشیم. که نا گهان رسول خدا ( صلی الله علیه و آله) فرمودند: « علی کجاست؟».[18]
 

فهرست منابع

*  قرآن مجید.

- ابن حنبل شيباني، أحمد؛ « مسند أحمد » ، تحقيق: شعيب الأرنؤوط وعادل مرشد و ديگران، مؤسسة الرسالة، چاپ اوّل، 1421ق.

- ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین؛ « مقاتل الطالبيين »، محقق: السيد أحمد صقر، ناشر: دار المعرفة، بيروت ، بی تا.

- ابو نعیم اصفهانی، احمد؛ « فضائل الخلفاء الأربعة و غیرهم»، محقق: صالح بن محمد العقيل، چاپ اول، دارالبخاري،المدينة المنورة، ۱۴۱۷ق.

- بخاری، محمد بن اسماعیل؛ « صحیح البخاری»، محقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، چاپ اول، ناشر: دار طوق النجاة، 1422هـ

- ثعلبی، احمد؛ « الكشف والبيان »، چاپ اول، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت - لبنان - 1422 هـ - 2002 م .

- حاکم نیشابوری، محمد؛ « المستدرك على الصحيحين»، تحقيق: مصطفى عبد القادر، چاپ اول،دار الكتب العلمية، بيروت ، 1411ق.

- ترمذى، محمّد؛ « سنن الترمذى» ، تحقيق: بشار عواد معروف، دار الغرب الإسلامى، بيروت، 1998م.

- فخر الدين رازي، محمّد؛ « مفاتيح الغيب = التفسیر الکبیر»، دار إحياء التراث العربي، بيروت، چاپ سوّم، 1420ق.

- قندوزي، سليمان؛ « ينابيع المودة لذوي القربى»، تحقيق: سيد علي الحسيني، دار الأسوة للطباعة والنشر، چاپ اوّل، 1416 ق.

- لالکایی، هبة الله؛ « شرح أصول اعتقاد أهل السنة و الجماعة »، محقق: أحمد بن سعد الغامدي، چاپ هشتم، دار طيبة، سعودية، ۱۴۲۳ق.

- مجلسی، محمد باقر؛ « بحار الانوار»، مؤسسة الوفاء ، بيروت ،  بی تا.

- مفيد، محمد؛ « الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد » ، محقق : مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏ ، چاپ اول، قم، ۱۴۱۳ق.

- مفيد، محمد؛ « الأمالی »،‏ محقق : حسین ولى، علی اکبر غفارى، چاپ اول ، ناشر: كنگره شيخ مفید، قم‏، 1413 ق‏.


[1]  سطح چهار کلام اسلامی با گرایش نقد وهابیت: mnvf.kordestan@gmail.com

[2]   مفید ، محمد بن محمد؛ « أمالی »، صص ۱۸ – ۱۹ ، ح ۷.

[3]  ابوالفرج اصفهانی، علي بن الحسين ؛ « مقاتل الطالبین »، ص 53.

[4]  سوره آل عمران، آیه ۶۱.

[5] نیشابوری، مسلم بن حجاج؛ « صحیح مسلم»،ج۵، ص۲۳، کتاب فضائل الصحابة، باب فضائل علی بن ابی طالب، ح ۳۲.

[6] سوره احزاب، آیه ۳۳.

[7] حاکم نیشابوری، محمد؛ « المستدرک علی الصحیحین»، ج۲، ص ۴۵۱، تفسیر سوره احزاب، ح ۳۵۵۸ و ج۳، ص ۱۴۳، ح4652 .

[8] سوره نساء، آیه ۵۹.

[9] فخر الرازی، محمد؛ « مفاتیح الغیب»، ج 10، ص 113: « أَنَّ اللَّه تَعَالَى أَمْرَ بِطَاعَةِ أُولِي الْأَمْرِ عَلَى سَبِيلِ الْجَزْمِ فِي هَذِهِ الْآيَةِ وَمَنْ أَمَرَ اللَّه بِطَاعَتِهِ عَلَى سَبِيلِ الْجَزْمِ وَالْقَطْعِ لَا بُدَّ وَأَنْ يَكُونَ مَعْصُومًا عَنِ الْخَطَأِ، إِذْ لَوْ لَمْ يَكُنْ مَعْصُومًا عَنِ الْخَطَأِ كَانَ بِتَقْدِيرِ إِقْدَامِهِ عَلَى الْخَطَأِ يَكُونُ قَدْ أَمَرَ اللَّه بِمُتَابَعَتِهِ، فَيَكُونُ ذَلِكَ أَمْرًا بِفِعْلِ ذَلِكَ الْخَطَأِ وَالْخَطَأُ لِكَوْنِهِ خَطَأً مَنْهِيٌّ عَنْهُ، فَهَذَا يُفْضِي إِلَى اجْتِمَاعِ الْأَمْرِ وَالنَّهْيِ فِي الْفِعْلِ الْوَاحِدِ بِالِاعْتِبَارِ الْوَاحِدِ، وَإِنَّهُ مُحَالٌ، فَثَبَتَ أَنَّ اللَّه تَعَالَى أَمَرَ بِطَاعَةِ أُولِي الْأَمْرِ عَلَى سَبِيلِ الْجَزْمِ، وَثَبَتَ أَنَّ كُلَّ مَنْ أَمَرَ اللَّه بِطَاعَتِهِ عَلَى سَبِيلِ الْجَزْمِ وَجَبَ أَنْ يَكُونَ مَعْصُومًا عَنِ الْخَطَأِ، فَثَبَتَ قَطْعًا أَنَّ أُولِي الْأَمْرِ الْمَذْكُورِ فِي هَذِهِ الْآيَةِ لَا بُدَّ وَأَنْ يَكُونَ مَعْصُومًا ».

[10]  قندوزی، سليمان بن إبراهيم؛ « ينابيع المودة لذوي القربى »، ج۱، ص ۶۵.

[11] سوره مائده ، آیه ۵۵.

[12] ثعلبی، احمد؛ « الکشف و البیان»، ج ۴، صص ۸۰ – ۸۱ .  طبرسی، 

[13] نیشابوری، مسلم؛ « صحیح مسلم»،  کتاب فضائل الصحابة ، باب فضائل علی بن ابی طالب، ح ۲۴۰۸.  ترمذی، محمد؛ « سنن الترمذی»، باب مناقب اهل بیت النبی صلی الله علیه و آله، ح ۳۷۸۶.

[14]  قشیری نیشابوری، مسلم بن حجاج؛ « صحیح مسلم»، کتاب الإمارة » ،ج6، ص۳، باب الناس تبع قریش و الخلافة فی قریش، حديث 4812 .   ابوداود سجستاني، سليمان؛ « سنن ابي داود »، ج۴، ص ۱۷۲، کتاب المهدي، باب ۱،  ح4282 .  ابن حنبل، احمد؛ « مسند احمد»، ج ۵، ص ۹۰ :  20870 و ج۵، ص ۹۳، حدیث ۲۰۹۰۹ .

[15] فاضل قندوزی حنفی، سلیمان بن ابراهیم حسینی؛ « ینابیع المودة لذی القربی من أهل العبا ( علیهم السلام) »، ص ۴۴۶: « إن الأحادیث الدالة على کون الخلفاء بعده (صلى الله علیه وآله) إثنا عشر قد اشتهرت من طرق کثیرة، فبشرح الزمان وتعریف الکون والمکان، علم أن مراد رسول الله (صلى الله علیه وآله) من حدیثه هذا الأئمة الاثنا عشر من أهل بیته وعترته (علیهم السلام)، إذ لا یمکن أن یحمل هذا الحدیث على الخلفاء بعده من أصحابه، لقلتهم عن اثنی عشر، ولا یمکن حمله على ملوک بنی أمیة لزیادتهم على اثنی عشر، ولظلمهم الفاحش إلا عمر بن عبد العزیز، ولکونهم غیر بنی هاشم، لان النبی (صلى الله علیه وآله) قال " کلهم من بنی هاشم " فی روایة عبد الملک عن جابر، وإخفاء صوته (صلى الله علیه وآله) فی هذا القول یرجح هذه الروایة، لأنهم لا یحسنون خلافة بنی هاشم، ولا یمکن حمله على ملوک بنی العباس لزیادتهم على العدد المذکور، ولقلة رعایتهم الآیة ( قل لا أسألکم علیه أجرأ إلا المودة فی القربى ) وحدیث الکساء، فلا بد من أن یحمل هذا الحدیث على الأئمة الاثنی عشر من أهل بیته وعترته (علیهم السلام) لأنهم کانوا أعلم أهل زمانهم وأجلهم وأورعهم وأتقاهم، وأعلاهم نسبا، وأفضلهم حسبا، وأکرمهم عند الله، وکانت علومهم عن آبائهم متصلا بجدهم (صلى الله علیه وآله) وبالوراثة واللدنیة، کذا عرفهم أهل العلم والتحقیق وأهل الکشف والتوفیق. ویؤید هذا المعنى أی أن مراد النبی (صلى الله علیه وآله) الأئمة الاثنا عشر من أهل بیته (علیهم السلام) ویشهده ویرجحه حدیث الثقلین، والأحادیث المتکثرة المذکورة فی هذا الکتاب وغیرها. وأما قوله (صلى الله علیه وآله): " کلهم تجتمع علیهم الأمة " فی روایة عن جابر بن سمرة فمراده (صلى الله علیه وآله) أن الأمة تجتمع على الاقرار بامامة کلهم وقت ظهور قائمهم المهدی (علیه السلام) ».

[16] ابو نعیم اصفهانی، احمد؛ « فضائل الخلفاء الأربعة و غیرهم »، محقق: صالح بن محمد العقيل، ج۱، ص۵۹، ح۴۲.

[17] ابو نعیم اصفهانی، احمد؛ « فضائل الخلفاء الأربعة و غیرهم »، محقق: صالح بن محمد العقيل، ج۱، ص ۱۷۹، ح ۲۳۴ .

[18] بخاری، محمد بن اسماعیل؛ « صحیح البخاری»، ج۴، ص ۴۷، ح ۲۹۴۲ و ج۵، ص۱۸، ح ۳۷۰۲ و  ج۵، ص ۱۳۴، ح ۴۲۱۰ .