وب سایت رسمی مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى

اهم اخبار تقریب مذاهب اسلامی

مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى
سایت رسمی مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى
بازخوانی ابعاد فکری، سیاسی و اجتماعی شخصیت شهید سید حسن نصرالله
۱۴۰۵/۰۷/۰۸ ۱۴:۱۴ 16
نشست تحلیلی مکتب نصرالله؛ وحدت میدانی؛ میراث مقاومت

بازخوانی ابعاد فکری، سیاسی و اجتماعی شخصیت شهید سید حسن نصرالله

در نشست تحلیلی «مکتب نصرالله؛ وحدت میدانی؛ میراث مقاومت»، سه تن از پژوهشگران و صاحب‌نظران به بررسی ابعاد مختلف شخصیت، اندیشه و عملکرد شهید سید حسن نصرالله پرداختند. این نشست با تمرکز بر سه محور اصلی «مقاومت و تقریب مذاهب»، «سیره عملی و مسئولیت‌پذیری در برابر مردم» و «وحدت‌آفرینی و مدیریت بحران» برگزار شد و تصویری جامع از میراث چند وجهی این رهبر مقاومت ارائه داد.

به گزارش روابط عمومی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، دکتر محمدعلی آذرشب، استاد دانشگاه و پژوهشگر، در سخنرانی خود با موضوع «سید حسن نصرالله و تقریب بین مذاهب اسلامی»، با تأکید بر شخصیت شهید سید حسن نصرالله، پیوند عمیق میان «مقاومت» و «تقریب» را تشریح کرد.

دکتر آذرشب گفت: عنوان اصلی سید حسن نصرالله سید «مقاومت» بود و مقاومت به معنای حیات است؛ زیرا جسد مقاوم، زنده است. حیات نیز به معنای ارتباط و نزدیکی اعضای ارگانیک بدن با یکدیگر است. از این رو حیات مساوی با تقریب و تقریب مساوی با حیات است. کسی که مقاوم است، احیاگر است و همه احیاگران تقریبی‌اند؛ چرا که دعوت به حیات، دعوت به نزدیک شدن اعضای بدن، جامعه و امت اسلامی است.

وی افزود: شهید نصرالله در شرایطی زندگی کرد که هم مقاومت و هم تقریب در وجودش زنده بود. او مسیر شکل‌گیری این روحیه را چنین ترسیم کرد:زندگی خود را در لبنان آغاز کرد؛ محیطی باز و وسیع که همه ملیت‌ها و ادیان در آن حضور داشتند و ارتباط با جهان اسلام و جهان عرب را فراهم می‌ساخت. این فضای باز باعث رشد هسته تقریبی در او از همان آغاز شد. نزدیکی او به امام موسی صدر نقش تعیین‌کننده‌ای داشت. امام موسی صدر شخصیتی بود که مقاومت را با تقریب تلفیق کرده، ذهنی باز داشت و با تمام ادیان، مذاهب و جریان‌های فکری تعامل می‌کرد. این رابطه، روحیه تقریب را در شهید نصرالله تقویت کرد. امام موسی صدر او را به نجف فرستاد و به سید محمدباقر صدر معرفی کرد.در نجف، محیط جدید نیز محیط مقاومت و تقریب بود. سید محمدباقر صدر یکی از مهم‌ترین داعیان تقریب در عراق محسوب می‌شد.

پس از عراق، نصرالله به ایران آمد؛ در آغاز پیروزی انقلاب اسلامی؛ او بسیار منسجم با جریان تقریب و انقلاب بود و به اندازه‌ای به امام خمینی نزدیک شد که امام، با وجود سن کم او، وی را به عنوان نماینده خود در لبنان منصوب کرد.با بازگشت به لبنان و ورود به جریان حزب‌الله، شهید نصرالله به شخصیت تقریبی و مقاوم درجه یک تبدیل شد. از همان آغاز فعالیت در حزب‌الله، کمیته‌ای برای ارتباط با علمای اهل‌سنت لبنان تشکیل داد که بسیار فعال و مؤثر بود.

این کمیته هسته‌ای برای تأسیس تجمع علمای مسلمان در لبنان شد. شهید نصرالله نقش فعالی در بنیان‌گذاری این تجمع داشت. تجمع علمای مسلمین لبنان با برگزاری سمینارها و انتشار کتاب‌هایی در راستای تقریب بین مذاهب اسلامی، نقش فوق‌العاده‌ای در تقریب مسلمانان لبنان و حتی جهان اسلام ایفا کرد.
 

بدین ترتیب شهید نصرالله از یک محفل تقریبی به محفل تقریبی دیگر منتقل شد: از لبنان به عراق، سپس به ایران و دوباره به لبنان. او در هر دو عرصه مقاومت و تقریب حرف اول را می‌زد.

دکتر آذرشب در ادامه خاطره‌ای از یکی از جلسات نقل کرد که در آن آیت‌الله محسن اراکی نیز حضور داشت. در آن جلسه مطرح شد که یکی از علمای محترم معتقد است تقریب فایده‌ای ندارد و باید تنها بر مقاومت تأکید کرد. شهید سید حسن نصرالله با احترام پاسخ داد: «اگر آن استاد به لبنان بیاید و محیط واقعی را ببیند، می‌فهمد که ما چقدر به تقریب نیاز داریم تا وحدت کلمه میان علما در برابر صهیونیست‌ها ایجاد شود. کسی که در محیط وسیع جهان اسلام زندگی نکرده، اهمیت تقریب را درک نمی‌کند.»

به گفته دکتر آذرشب، برای شهید نصرالله تقریب نه یک مصلحت‌اندیشی، بلکه هدفی بزرگ برای احیای امت اسلامی، احیای جهان و جلوگیری از حملات صهیونیست‌ها و ابرقدرت‌ها به جهان اسلام بود. او مقاومت و تقریب را در بالاترین سطح با هم جمع کرد؛ زیرا تقریب نیازمند جسد زنده است و جسد زنده از مسیر مقاومت به وجود می‌آید.

دکتر محمدعلی آذرشب ابراز امیدواری کرد که مجمع جهانی تقریب بین مذاهب اسلامی عنایت ویژه‌ای به تمامی تقریبیان جهان اسلام داشته باشد؛ به‌ویژه به شهید سید حسن نصرالله و سید محمدباقر صدر که هم استاد و هم شاگرد یکدیگر بودند و از نظر تقریب و احیاگری، شخصیت‌های درجه یک به شمار می‌روند.

بازخوانی سیره سید حسن نصرالله؛ وفاداری به آرمان، مسئولیت در برابر مردم و حفظ کرامت انسان

دکتر صبیحه نباتی، پژوهشگر و فعال بین‌الملل، در سخنرانی خود در این نشست  تأکید کرد: این گردهمایی نه صرفاً برای بازخوانی لحظه فقدان و ایستادن بر اندوه، بلکه برای تأمل در سیره مردی است که نامش با مرحله‌ای سرنوشت‌ساز در تاریخ مقاومت گره خورده است.

دکتر نباتی گفت: سید حسن نصرالله در میان مردم زیست، با زبان خودشان سخن گفت، دغدغه‌هایشان را بر دوش کشید و رهبری را امانتی سنگین دانست. او همچنین از ملت و مقاومتی سخن گفت که سالیان طولانی محاصره، تهدید و جنگ را آزموده‌اند؛ سال‌هایی که ایستادگی نه شعار مناسبتی، بلکه فعلی روزمره و همیشگی بود. 

شهادت؛ حضوری در وجدان و حافظه

دکتر نباتی تصریح کرد: وفاداری حقیقی تنها در گریستن یا بازبینی تصاویر و سخنرانی‌ها خلاصه نمی‌شود. باید پرسید: او چه برای ما به جای گذاشت و سالروز شهادت ایشان چه مسئولیتی بر دوش ما می‌گذارد؟ شهید سید حسن نصرالله سیره‌ای از ایستادگی در مواضع، نزدیکی به مردم و سخن گفتن از دغدغه‌های آنان در روزهای سخت به جا گذاشت. نام او با سالیان طولانی مواجهه و پایداری پیوند خورده است؛ نامی که اعلام کرد، ترس نباید کرامت ملت‌ها را مصادره کند و اراده مردم تنها با قدرت مادی سنجیده نمی‌شود.

شهادت در ایمان، تمجید از مرگ یا دعوت به آن نیست؛ بلکه یادآوری این حقیقت است که انسان می‌تواند حتی با هزینه‌های گزاف، به ارزش‌های خود وفادار بماند. مسئولیت ما این است که از شهدا به شایستگی یاد کنیم، از زندگی و کرامت مردم صیانت کنیم و یاد آنان را با عمل صالح، آگاهی، شفقت و پایبندی به حق زنده نگه داریم.

او در وجدان یارانش حضور داشت چون بسیاری در او صدایی می‌دیدند که بازتاب‌دهنده ترس‌ها و امیدهایشان بود و در لحظات اضطراب با زبانی صریح سخن می‌گفت. سخنان او بخشی از حافظه سیاسی و اجتماعی دوستدارانش شد. سالروز شهادت ایشان، فرصتی است برای تأمل در امانتی که بر جای گذاشت: حفظ کرامت مردم، فراموش نکردن فداکاری‌ها و اندیشیدن به آینده با ذهنی مسئول که جامعه را از ناامیدی و تفرقه مصون بدارد.

دکتر نباتی تأکید کرد: پایداری واقعی درد را انکار نمی‌کند؛ با آن روبه‌رو می‌شود، آن را می‌پذیرد و مانع از آن می‌شود که درد، مردم را به قربانیان بی‌اراده یا بی‌امید تبدیل کند.

نمونه‌های این پایداری در روستاها و شهرک‌های مرزی دیده می‌شود: خانواده‌هایی که با وجود بمباران و آوارگی به زمین خود چسبیدند، پدران و مادرانی که ویرانه‌ها را بازسازی کردند، مدارس و گروه‌های امدادی که فعالیت خود را در شرایط بسیار دشوار ادامه دادند، و فداکاری امدادگران و کارکنان حوزه سلامت که برای نجات غیرنظامیان جان خود را به خطر انداختند.

 

پشت هر روستای آسیب‌دیده داستانی نهفته است، پشت هر شهید خانواده‌ای و پشت هر مجروح آینده‌ای که نیازمند مراقبت است. صادقانه‌ترین ادای احترام به شهدا، صیانت از حیات مردم، یاری به آسیب‌دیدگان، رفض هدف قرار دادن غیرنظامیان و پایبندی به ارزش‌هایی است که حق و کرامت انسانی را حفظ می‌کنند.

پیوند با ولایت فقیه

دکتر نباتی یادآور شد یکی از جنبه‌های هویت سیاسی و فکری شهید سید حسن نصرالله، پیوند او با ولایت فقیه و اعتقاد به رهبری آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای به عنوان ولی فقیه بود. این موضعی شناخته‌شده در گفتمان اوست که پیروانش آن را چارچوبی دینی و سازمانی می‌دیدند که به مواضع جهت می‌داد و مسئولیت‌پذیری را منضبط می‌کرد.

این پیوند بخشی از باورهای عمیق دینی و سیاسی او بود، نه جزئی گذرا. در گفتمان او درباره تعهد، رهبری، مسئولیت‌پذیری، وحدت صفوف و تأکید بر اینکه تصمیم‌گیری‌ها باید بر پایه بینش و اصل استوار باشد (نه صرفاً واکنش‌های هیجانی) بازتاب یافته بود. حامیان او این پایبندی را تجلی وفاداری به یک منهج دینی و رهبری می‌دانستند که مسیر و ثبات را حفظ می‌کند.

طبیعی است که دیدگاه‌ها نسبت به نظریه ولایت فقیه متفاوت باشد، اما انصاف اقتضا می‌کند اعتقاد سید مقاومت را همان‌گونه که بود ذکر کنیم؛ بدون نسبت دادن عبارات بی‌اعتبار و بدون تبدیل رثا به خصومت یا مجادله. او رهبری را مسئولیت و تکلیف می‌دید و اطاعت در چارچوب اعتقادی خود را تعهدی دینی و سیاسی می‌دانست. یادآوری این حقیقت بخشی از سیره اوست، ضمن تأکید بر اینکه اختلاف نظر سیاسی توجیه‌کننده توهین نیست و وفاداری به یاد یک شهید مستلزم پذیرش لزوماً همان موضع توسط همگان نیست. 

رهبری، مردم و مسئولیت کلام

دکتر نباتی گفت: از برجسته‌ترین چیزهایی که در حافظه دوستداران او باقی مانده، حضور رسانه‌ای و گفتمان مستقیم اوست. سخنانش به طیف گسترده‌ای از مخاطبان می‌رسید و در لحظات جنگ و صلح، ترس و انتظار دنبال می‌شد. وقتی کلام چنین جایگاهی داشته باشد، مسئولیت آن بسیار سنگین می‌شود: می‌تواند آرامش‌بخش یا تنش‌زا باشد، امید ببخشد یا اضطراب را عمیق کند، مردم را نزدیک یا دور سازد.

وفاداری به یک شخصیت رهبری به معنای تکرار هر سخنی بدون بازبینی نیست؛ بلکه به معنای خوانش آگاهانه تجربه، تمایز میان امور ثابت و متغیر، درس گرفتن از نقاط قوت و تأمل در هزینه‌های جنگ و آثار آن بر غیرنظامیان است. کسی که رهبری را بزرگ می‌دارد، می‌تواند در اندوه خود صادق، در ارزیابی مسئولیت‌پذیر و حریص باشد که این یادبود به فراخوانی برای نفرت یا آسیب به بی‌گناهان تبدیل نشود.

مقاومت و جامعه پیرامون آن ایستگاه‌های دشواری را پشت سر گذاشته‌اند. ایستادگی در همکاری‌ها، حمایت همسایه از همسایه و ابتکارعمل‌هایی که امید را زنده نگه می‌داشت، متجلی شد. این پایداری تلاشی مشترک است. وظیفه ماست که صدایی بلند برآوریم فراخوان به رحمت، حفظ خون‌ها، پایبندی به حقوق ملت‌ها و دور نگه داشتن غیرنظامیان از بلایای جنگ. وفاداری به شهدا با ایستادن در کنار زندگان، مراقبت از مجروحان، حمایت از خانواده‌ها و ساختن آنچه زندگی عزتمندانه را تضمین می‌کند، محقق می‌گردد.

زن و خانواده در حافظه ایستادگی

دکتر صبیحه نباتی به عنوان عضو هیئت امنای «اتحاد جهانی زنان مسلمان» تأکید کرد: سخن درباره شهادت و ایستادگی بدون اشاره به نقش زن و خانواده کامل نیست. مادری که فرزندان را با ایمان و کرامت پرورش می‌دهد، همسری که بار غیاب را به دوش می‌کشد، خواهری که پشتیبان است و زنی که در امدادرسانی، آموزش و مراقبت فعالیت می‌کند، همگی در حفظ جامعه از فروپاشی شریکند.

وفاداری به آنان تنها به عنوان نمادهای صبر نیست. آنان حق دارند سوگواری کنند، مورد حمایت و مراقبت باشند و کسی را بیابند که به حرفشان گوش دهد. صبوری به معنای نبود درد نیست و عزت‌نفس به معنای آسان بودن فقدان نیست. خانواده‌های شهدا حق دارند از حمایت‌های مادی و معنوی برخوردار شوند و پس از پایان مراسم‌ها همچنان در پناه محبت و توجه باقی بمانند.

سید حسن نصرالله؛ معمار وحدت، تقریب و مدیریت بحران در لبنان و جهان اسلام

عباس خامه یار، کارشناس و پژوهشگر مسائل سیاسی و فرهنگی بین‌الملل، تأکید کرد که عمده روایت‌ها تاکنون بر ابعاد نظامی، رزمی و جهادی سید حسن نصرالله متمرکز بوده است؛ ابعادی که در تاریخ اشغال‌گری و استعمارستیزی بی‌سابقه و درخشان به شمار می‌رود. با این حال، ایجاد و به‌روزرسانی مقاومت در ابعاد فکری، سیاسی، ایدئولوژیک و نظامی، خود کار بزرگی است که باید جداگانه به آن پرداخته شود. همین بعد مقاومتی او نقش تعیین‌کننده‌ای در وحدت و همگرایی امت اسلامی ایفا کرد؛ به‌ویژه پس از جنگ ۳۳ روزه.

خامه یار افزود: از جمله موضع‌گیری‌های تعیین‌کننده در آن دوره می‌توان به سخنان شیخ البوطی اشاره کرد که روی منبر مسجد اموی اعلام کرد: «من انگشتری در انگشتان سید حسن نصرالله هستم.» محمدمهدی عاکف، مرشد اخوان‌المسلمین، نیز در گفت‌وگو با یکی از شبکه‌های معتبر جهانی اعلام کرد، ده هزار نیرو در اختیار سید و مقاومت قرار می‌دهد. افسران بازنشسته جنگ‌های ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ عرب و اسرائیل نیز تأکید کردند که شیوه‌های جنگی حزب‌الله باید در آکادمی‌های نظامی جهان تدریس شود.

این مقاومت بر جنبش‌های آزادی‌بخش در آمریکای لاتین، فلسطین و جریان‌های اسلامی اثر گذاشت و انتفاضه سنگ را به انتفاضه موشک‌های نقطه‌زن رساند و زمینه طوفان‌الاقصی را فراهم آورد. رسیدن به چنین جایگاهی نیازمند زیرساخت‌های فکری، تربیت نیروی انسانی متخصص و مدیریت کلان استراتژیک بود. شهید سید حسن نصرالله برای مدیریت مقاومت و جامعه مقاوم لبنان، هم از قدرت سخت و هم از قدرت نرم به شکل تمام‌عیار بهره برد.

سامان‌دهی جامعه چندپاره لبنان

خامه یار گفت: لبنان جامعه‌ای متکثر و ۱۸‌گانه با تناقض‌های بسیار است. سید مقاومت بر اساس مفهوم مقاومت که از ایران الهام گرفته بود، توانست معجزه‌وار این جامعه را به هم پیوند دهد.

نخستین اقدام او وحدت شیعیان لبنان بود. تاریخ شیعیان لبنان پیش از ورود امام موسی صدر و انقلاب اسلامی، تاریخ محرومیت شدید بود. پس از تحول امام موسی صدر نیز جنگ‌های امل و حزب‌الله و جنگ‌های فلسطینی‌ها چهره نامناسبی از شیعیان نزد اهل‌سنت و جهان ایجاد کرده بود. سید مقاومت این جامعه چندپاره را سامان داد و وحدت رویه ایجاد کرد.

شیعیان لبنان شکاف عمیقی با حاکمیت داشتند؛ منزوی، محروم از حقوق شهروندی و سرشار از نفرت نسبت به حکومت بودند. پرچم لبنان برایشان مقدس نبود و پرچم‌های بیگانه ارزش بیشتری داشت. سید مقاومت طی ۳۸ سال تلاش کرد تا آشتی با حاکمیت ایجاد کند. حزب‌الله برای نخستین بار در انتخابات پارلمان شرکت کرد، وارد کابینه شد، فراکسیون مقاومت را تشکیل داد و در معادلات کشور نقش‌آفرین شد. در هر کابینه، بیانیه راهبرد دفاع ملی به تصویب رسید و مشروعیت رسمی مقاومت تثبیت شد. سید مقاومت همچنین در انتخاب رؤسای جمهور لبنان نقش بزرگی ایفا کرد.

پس از شهادتش نیز مردم دولت را «دولت حزب‌الله» و رئیس‌جمهور را «رئیس‌جمهور مقاومت» می‌نامیدند. حزب‌الله به «الرقم الصعب» (عدد سخت) جامعه لبنان تبدیل شد و نقش اساسی سیاسی ایفا کرد.

 

تقریب و وحدت امت اسلامی

خامه یار تأکید کرد: شهید سید حسن نصرالله به تقریب و وحدت امت اسلام باور عمیق داشت. او جنگ‌های مذهبی و طایفه‌ای را پیش‌بینی می‌کرد و معتقد بود اگر در جنگی که از عراق با طراحی آمریکا برای تجزیه آغاز شد شکست بخوریم، برای همیشه شکست خورده‌ایم و اگر پیروز شویم، برای همیشه پیروزیم.

او تلاش فوق‌العاده‌ای برای تقریب مذاهب انجام داد و تأکید می‌کرد حتی کسانی که تشیع را گسترش می‌دهند باید شیوه‌های تحریک‌آمیز را کنار بگذارند و به مقاومت بپیوندند؛ زیرا مقاومت بهترین گفتمان برای جذب علمای اهل‌سنت است. تجمع علمای مسلمان که یکی از بزرگ‌ترین نهادهای تقریبی جهان اسلام است، تا آخرین لحظه زندگی او مورد حمایتش بود. سید مقاومت دلدادگی خاصی به علمای اهل‌سنت داشت و نمی‌پذیرفت آن‌ها را به دلیل از دست دادن جایگاه‌های رسمی (به خاطر پیوستن به مقاومت و فشار دولت‌های وابسته به سعودی) تنها بگذارند. او خاطرات تلخ واگرایی دوران عثمانی در لبنان را روایت می‌کرد و با وضعیت امروز تقریب مقایسه می‌نمود.

گفتمان با مسیحیان

خامه یار ادامه داد: این رویکرد ادامه روش امام موسی صدر بود و کم‌سابقه به شمار می‌رفت. ائتلاف با جریان ملی آزاد به رهبری میشل عون (که بعداً با حمایت سید رئیس‌جمهور شد) در یکی از کلیساهای بزرگ بیروت امضا شد و در افکار عمومی به عنوان انقلاب در روابط شیعه و مسیحی مطرح گردید.

این ائتلاف گروه‌های مسیحی افراطی را منزوی کرد، حمایت مارونی‌ها از شیعیان در جنگ ۳۳ روزه (پناه دادن به آوارگان) و مشارکت شرکت‌های مسیحی در بازسازی جنوب لبنان را به دنبال داشت. همچنین در خنثی‌سازی توطئه‌های آمریکایی و عربی در جریان ۸ مارس و ۱۴ مارس نقش کلیدی ایفا کرد و صدای رسایی از لبنان در برابر توطئه‌های صهیونیستی و آمریکایی ایجاد نمود.تقریب اسلامی و گفتمان شیعه-مسیحی، زمینه پیشبرد اهداف مقاومت را فراهم کرد؛ بدون آن‌ها مقاومت نمی‌توانست نقش پیشتازی خود را ایفا کند.

قدرت مدیریتی و شخصیت کاریزماتیک

عباس خامه یار گفت: سید حسن نصرالله از قدرت مدیریت کلان برخوردار بود و تشکیلاتی به نام مقاومت و حزب‌الله ایجاد کرد که هم قدرت سخت (نظامی و لجستیکی) و هم قدرت نرم (اخلاق، رفتار و روابط انسانی میان طوایف) داشت.

او بحران‌های بزرگ را مدیریت کرد: آزادسازی نوار اشغالی سال ۲۰۰۰، جنگ ۳۳ روزه (بی‌سابقه در ۷۰ سال درگیری اعراب و اسرائیل)، خنثی‌سازی فتنه پس از ترور رفیق حریری، مدیریت خلأ پس از خروج سوریه از لبنان، خنثی‌سازی انقلاب‌های نارنجی مورد حمایت آمریکا، مقابله جانانه با گروه‌های تکفیری و جلوگیری از فروپاشی لبنان و خنثی‌سازی توطئه‌های بعدی جنگ داخلی.

شخصیت کاریزماتیک، اخلاق‌مدار و قدرت اقناع فوق‌العاده‌اش مبتنی بر دو ستون عقل‌گرایی و واقع‌بینی بود. او اهل تسامح و گذشت و در عین حال اصول‌گرا بود. ملی‌گراتر از همه ملی‌گرایان لبنانی به شمار می‌رفت و با شهادت فرزندش سید هادی در راه میهن این را ثابت کرد؛ صحنه‌ای که در تاریخ سیاسی لبنان سابقه نداشت. شخصیت‌های بزرگ لبنانی و جهان اسلام، از جمله محمدحسنین هیکل، با وجود سن بالاتر در صف مشتاقان دیدار با او بودند.

سید اهل مطالعه عمیق حوزوی و دانشگاهی بود و قرائت راهبردی از تحولات منطقه و جهان داشت. می‌توان او را اندیشمند، فرهیخته، فرمانده عالی نظامی، عالم دینی و مدیر مدبر نامید. او نقشی سرنوشت‌ساز در تاریخ معاصر منطقه و جهان اسلام ایفا کرد و ایمان و امید را به مبارزان و جریان‌های آزادی‌بخش بازگرداند. همین ابعاد چندوجهی شخصیت او بود که دشمن را به ارتکاب جنایت شهادتش واداشت.

پیام وحدت، صبر و مسئولیت در سالگرد دو سید مقاومت 

 حجت‌الاسلام والمسلمین محمد حاج یونس البیاتی، پژوهشگر و فعال اجتماعی عراق در این نشست، با استناد به آیه قرآن کریم درباره خریداری جان و مال مؤمنان از سوی خداوند در برابر بهشت، از برگزارکنندگان این نشست مجازی که برای گرامیداشت این دو سید برگزار شده بود، تشکر و تأکید کرد که امروز نه فقط برای یادآوری دو شخصیتی که در تاریخ معاصر حضوری پررنگ داشته‌اند، بلکه برای یادآوری یک مرحله، یک مسیر و یک تجربه گرد هم آمده‌ایم که آثار خود را در وجدان بسیاری از آزادگان جهان، به‌ویژه در لبنان و منطقه، بر جای گذاشته است.

البیاتی گفت: باید از مردی یاد کرد که بیش از سه دهه از عمر خود را صرف فعالیت‌های عمومی، سیاسی و تبلیغ دینی کرد. مردم او را به‌عنوان عالمی فصیح و سخنور می‌شناختند که از حضوری قدرتمند و رهبری برخوردار بود و توانست رابطه‌ای استثنایی با مخاطبان و جامعه خود برقرار کند. او در تمام بزنگاه‌های بزرگ حضور داشت؛ از مرحله آزادسازی گرفته تا جنگ سال ۲۰۰۶ و پس از آن.

 

 سخنان سیاسی، دینی و مواضع شرعی او نیز تأثیری گسترده داشت که از مرزهای لبنان فراتر می‌رفت. بسیاری با او اختلاف نظر داشتند و بسیاری نیز با او همراه و همدل بودند، اما همگان اذعان داشتند که او شخصیتی محوری بود که نمی‌توان در فهم تاریخ معاصر لبنان از کنار او گذشت. آنچه امروز از نگاه دوستداران او و آزادگان جهان گرامی داشته می‌شود، جنبه‌ای از پایبندی به اصولی است که او نمایندگی می‌کرد؛ پایبندی به آنچه حق و کرامت می‌دانست و پذیرفتن مسئولیت در دشوارترین شرایط.

در ادامه، البیاتی به یاد سید هاشم صفی‌الدین پرداخت و او را یار و همراه مسیر شهید سید حسن نصرالله توصیف کرد؛ شخصیتی عالم، رهبری آرام و عمیق که در عرصه فعالیت‌های اجتماعی، نهادها و امور آموزشی حضور داشت و در ساخت بسیاری از مؤسساتی که به مردم خدمت می‌کردند، نقش ایفا نمود. شهادت این دو در فاصله‌ای نزدیک به یکدیگر، زخمی عمیق در دل دوستدارانشان و همه آزادگان جهان بر جای گذاشت.

بیاتی سه پیام اصلی را برای این سالگرد برشمرد. پیام نخست، پیام وحدت است. خون شهدا باید عامل وحدت صفوف داخلی در لبنان، فلسطین و منطقه باشد، نه عامل اختلاف و چنددستگی. این دو سید همواره مردم را به گفت‌وگوی داخلی و دوری از فتنه دعوت می‌کردند. پیام دوم، پیام صبر و پایداری است. این مسیر به ما آموخته است که ملت‌هایی که به حقوق خود پایبند می‌مانند و هزینه‌ها و فداکاری‌ها را تحمل می‌کنند، با وجود همه چالش‌ها و خسارت‌ها قادر به ادامه مسیر هستند؛ به شرط آنکه بر اصل خود، بر حق خود و بر پایداری خود باقی بمانند. پیام سوم، پیام مسئولیت است. بهترین وفاداری به شهدا، توجه به مردم، کرامت آنان، آموزش و سلامتشان است؛ و این همان چیزی بود که این دو سید در فعالیت‌های اجتماعی خود اهمیت بسیاری برای آن قائل بودند. باید خط کرامت، خط اصول و خط مقاومت را حفظ کرد.

وی در پایان برای روح این دو شهید طلب رحمت کرد و از خداوند خواست آنان را مشمول رحمت گسترده خود قرار دهد و لبنان، فلسطین و ملت‌های منطقه را از شر شیطان، از شر صهیونیسم آمریکایی، از شیطان بزرگ و از هر بدی حفظ کند. همچنین از خداوند خواست همه را در مسیر حکمت، وحدت و عمل صالحی قرار دهد که این مسیر مبارک به برکت خون شهدا همچنان ادامه داشته باشد.

 

ما پیرو اشخاص نیستیم؛ پیرو دین و تکلیفیم  

حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ حسن بغدادی، عضو شورای مرکزی حزب‌الله لبنان، با یادآوری سخنان امام علی علیه‌السلام خطاب به کمیل بن زیاد درباره سه دسته مردم تأکید کرد که شهید سید حسن نصرالله از مکتب عالمان ربانی، مکتب جهاد و مجاهدان، مکتب امرکنندگان به معروف و نهی‌کنندگان از منکر و مکتب کسانی است که در جست‌وجوی تکلیف خود هستند؛ حتی اگر این تکلیف به شهادت منجر شود و حتی اگر به هر نوعی از ابتلا و آزمون‌های دنیوی بینجامد.

بغدادی گفت: وقتی از سید حسن نصرالله می‌پرسیدند، پاسخ می‌داد که تکلیف منتظر کسی نمی‌ماند تا فرد دیگری آن را به او ابلاغ کند. او در خانه نمی‌نشیند و آرام نمی‌گیرد تا بگوید وقتی امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه ظهور کرد، چه کسی مشکلات را حل می‌کند، چه کسی زمین را آزاد می‌کند و چه کسی زمین را از ظلم و جور پر شده، از قسط و عدالت پر می‌نماید.

تکلیف ما جهاد است، تکلیف ما امر به معروف است، تکلیف ما اصلاح است، تکلیف ما پاکی و درستکاری است، تکلیف ما ساختن جامعه صالح است، تکلیف ما تأسیس حوزه‌های علمیه است و تکلیف ما امر به معروف و نهی از منکر است. این تکلیف ماست و منتظر دریافت تکلیف از کسی نمی‌مانیم. به همین دلیل او در همین مسیر به شهادت رسید و به هیچ چیز دیگری دل نبست.

 

 

وی افزود: کسانی بودند که روی شهادت سید حسن نصرالله حساب باز کرده بودند و می‌گفتند وقتی او از میان برود، حزب‌الله تمام خواهد شد و مقاومت پایان خواهد یافت. می‌گفتند وقتی رهبر ایران شهید شود، ایران و انقلاب سقوط خواهد کرد. این برداشت اشتباه است و آنان تاکنون نیز به اشتباهات خود توجه نکرده‌اند. آنها همه‌چیز را با معیار خودشان می‌سنجند و تصور می‌کنند وقتی سر از میان برود، بدن نیز سقوط می‌کند. اما ما پیرو اشخاص نیستیم؛ ما پیرو رسول خدا(ص) و این دین هستیم.

 رهبر حقیقی ما امام زمان است و کسانی که در دوران غیبت می‌آیند، نایبان، علما، فقها و رهبران هستند. امروز رهبر در ایران از میان رفت و رهبری دیگر آمد. بسیاری روی پایان حزب‌الله و محور مقاومت حساب باز کرده بودند، اما پس از شهادت سید حسن نصرالله، حزب‌الله در سال ۲۰۲۴ و نیز در سال ۲۰۲۶ با اسرائیل جنگید، در حالی که او دیگر حضور نداشت. حتی پس از شهادت رهبر انقلاب اسلامی نیز محور مقاومت ادامه یافت. بنابراین آنان حتی در جنگ دوم نیز اشتباه کردند.

بغدادی ادامه داد: برخی مقامات سیاسی لبنان نیز بر این مسئله حساب باز کرده بودند که با شهادت سید حسن نصرالله، حزب‌الله پایان خواهد یافت و آنان به سمت عادی‌سازی روابط و همزیستی با اسرائیل خواهند رفت و جنوب لبنان را واگذار خواهند کرد؛ همان‌گونه که در سوریه جولان واگذار شد. اما نکته خنده‌دار این بود که در جنگ دوم، زمانی که موشک‌ها همزمان از ایران و حزب‌الله به سمت اسرائیل شلیک می‌شد، همین مقامات آن را دخالت ایران در امور لبنان می‌دانستند. گویی آسیب دیدن اسرائیل برای آنان دردناک بود. آنها احساس می‌کردند مقاومت پیروز شده و پروژه آنها شکست خورده است و به همین دلیل هر چیزی را که به مقاومت آسیب می‌زد، مطرح می‌کردند.

او تأکید کرد: آنان بسیار روی فروپاشی وحدت جبهه‌ها پس از طوفان الاقصی و شهادت سید حسن نصرالله و سقوط نظام اسد حساب باز کرده بودند. اما پس از جنگ دوم که حزب‌الله و جمهوری اسلامی در آن درگیر بودند، وحدت جبهه‌ها بار دیگر با قدرت بازگشت. یادداشت تفاهمی که جمهوری اسلامی در مسیر اسلام‌آباد ترسیم کرد، توقف جنگ در تمامی جبهه‌ها را به‌عنوان بند نخست قرار داد و در رأس آنها لبنان بود. این همان وحدت جبهه‌هاست. امروز همه منتظرند ببینند آیا ایران و محور مقاومت می‌تواند ایستادگی کند یا تسلیم شود. این تسلیم شدن به هیچ‌وجه در قاموس ما جایی ندارد.

فقدان جبران‌ناپذیر و عهد ادامه مسیر  

مها لطف جمول، پژوهشگر و فعال اجتماعی لبنان، با سلام و درود بر پیامبر اکرم(ص) و خاندان پاک او گفت: دومین سالگرد شهادت دو تن از بزرگان و چهره‌های برجسته مسلمانان در روزگار کنونی فرا رسیده است؛ سالگردی که در آن اندوه و درد فقدان بزرگی که جبران‌ناپذیر است، بار دیگر تازه می‌شود. ما با فقدان دو شخصیتی روبه‌رو شدیم که هیچ‌کس نمی‌تواند جای آنان را پر کند و صادقانه باید گفت که آنان همان محیط و فضایی بودند که جوامع آزاده در سراسر جهان از آن نفس می‌کشیدند و در کنار آنان معنای زندگی کریمانه و عزتمندانه را احساس می‌کردیم.

جمول افزود: در زمانی که این دو سید مسائل امت اسلامی، به‌ویژه مظلومیت ملت ستمدیده فلسطین را در برابر خود داشتند، آن را نخستین مسئله راهبردی می‌دانستند که باید از آن حمایت و پشتیبانی کرد. علاوه بر نگاه آینده‌نگر و واقع‌بینانه و عمیقی که از آن برخوردار بودند، پیگیری مسائل از سوی آنان به ‌صورت همزمان در سطح داخلی لبنان نیز ادامه داشت؛ چه در ارتباط با مسائل سیاسی، اقتصادی و معیشتی و چه در زمینه مسائل فرهنگی، اجتماعی و حقوقی. به‌طور مشخص، سخنرانی‌های عاشورایی آنان یک مدرسه سالانه بود که در آن جامعه بار دیگر به سمت اولویت‌های خود، اصول و مبانی خویش و همچنین به سوی پروردگار متعال هدایت می‌شد.

 

وی با اشاره به اینکه افتخار زیستن در جامعه‌ای را داشته که در آن این دو شهید بزرگوار حضور داشتند و تا آخرین نفس مجاهدت کردند، گفت: این دوران عمری سرشار از افتخار، عزت و کرامت بود. ما از نزدیک شاهد شکل‌گیری مقاومت از دل رنج و در بحبوحه کوتاهی و سستی عربی، همدستی غرب و پشت کردن متحد داخلی بودیم.همچنین به‌عنوان یکی از فرزندان این جامعه، از نزدیک با ابعاد شخصیتی این دو بزرگوار آشنا شدیم؛ ابعادی که کمتر هنگام یادآوری زندگی و سیره آنان مورد توجه قرار می‌گیرد.

از جمله ویژگی‌هایی که آنان را متمایز می‌کرد، علاوه بر رسالت‌مداری، روحیه معنوی والا، فداکاری و اخلاص در کار، دینداری شدید و ترس از خداوند، توانایی مدیریتی منحصربه‌فرد آنان در پیگیری جزئیات امور بود؛ جزئیات مربوط به مشکلات و شکایت‌ها و تلاش برای رفع آنها. همچنین آنان توجه جدی به مسئولان و خانواده‌های شهدا، اسرا و مجروحان داشتند و از وضعیت آنان پیگیری می‌کردند؛ حتی گاهی اوقات نمایندگانی را برای سرکشی به بیماران و اطلاع از وضعیت آنان اعزام می‌نمودند. افزون بر همه اینها، هر یک از این دو بزرگوار زمانی ویژه برای پیگیری امور خانواده و اعضای آن و اطلاع از وضعیت آنان داشتند.

جمول خطاب به این دو سید شهید بزرگوار گفت: واژه‌ها در برابر شما وامانده‌اند و هیچ چیزی نمی‌تواند میزان قدردانی ما از تلاش‌هایی را که انجام دادید، خون‌هایی را که نثار کردید و خیر و برکتی را که سالیان طولانی در سایه حمایت و مراقبت شما از آن برخوردار بودیم، بیان کند. ما با شما عهد می‌بندیم که این مسیر را ادامه دهیم. عهد می‌بندیم که رهبران و مراجع خود را تنها نگذاریم. در گذشته چنین نکردیم و اکنون نیز چنین نخواهیم کرد. ما بر عهد خود بودیم و همچنان بر عهد خود باقی خواهیم ماند. خداوند شما را رحمت کند و در بهشت گسترده خویش جای دهد و ما را با شما محشور کند؛ چراکه انسان با کسی خواهد بود که دوستش دارد. 

 

 

 

 

 

 

 

ارسال نظر