وحدت در اندیشه آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی
۱۴۰۱/۰۵/۳۱ ۱۱:۳۸ 170

وحدت در اندیشه آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی

وحدت در اندیشه مرحوم آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی

«سید مهدی صالحی خوانساری»

 

چکیده

در این مقاله، بررسی اندیشه و رویه سیاسی مرحوم آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی با محوریت توجه به جهان اسلام و مسائل آن مورد بررسی  قرار گرفته شده است. آیت‌الله کاشانی چالش های پیش روی جهان اسلام را با استبداد، استعمار و نقش اسرائیل دانسته که برای مبارزه علیه استعمار انگلستان، خواهان ایجاد اتحاد بین مسلمان است تا اینکه با توسل به این اتحاد بتوان دست استعمار را از کشورهای اسلامی قطع کرد و تحت عنوان وحدت اسلامی از منظر ایشان مطرح و در ادامه به بیان راه کارها و در پایان نیز نتیجه گیری انجام شده است.

واژگان کلیدی: جهان اسلام، وحدت ،آیت‌الله سیدابوالقاسم کاشانی.

مقدمه

در طول دوران حیات سیاسی بشر واژه‌‌ها و عبارات بسیاری ساخته شده و بسط و نشر یافته است. بعضی از این اصطلاحات به قدرت‌های جدید اختصاص یافته و بلوک بندی های جدید در شرایط فعلی جهان را حکایت می کند. با سیر در تاریخ اسلام نیز، بیانگر این نکته است که بسیاری از عالمان شیعی و سنی توجه و اهتمام ویژه‌ای به مساله وحدت و همبستگی مسلمین داشته‌اند.

سیره بزرگان دینی بر این پایه استوار بوده است که در حرکت‌های اسلامی، رهبری نهضت به دست هر یک از مذهب‌های اسلامی باشد، بردیگر مذهب‌ها، همراهی، پشتیبانی و دفاع لازم و ضروری است همان‌طور که در گذشته عالمان بزرگ سنی به پشتیبانی از نهضت‌‌های علوی و شیعی فتوای جهاد داده‌اند. به عنوان نمونه، ابوحنیفه در آغاز، فتوای جهاد به همراهی نهضت‌های علوی داد و خود در یکی از این نهضت‌ها شرکت کرد.  (صدر، سیدمحمدباقر، اهل البیت تنوع ادوار و وحده هدف ، ص70 به نقل از سایت پرتال جامع علوم انسانی). در سده اخیر نیز یکی از طلایه داران تقریب بین مذاهب اسلامی آیت‌الله سیدابوالقاسم کاشانی بود که در این راه  از هیچ  مبارزه ای فرو گذار نکرد  و برای بیداری مسلمان  و رهایی ایشان از زیر یوغ استبداد و استعمار که گریبان گیر جامعه مسلمان بود  به مبارزه پرداخت و در این نوشتار سعی بر آن بوده که دیدگاه آیت الله کاشانی پیرامون جهان اسلام مورد بررسی و مداقه قرار گیرد. در روزگار معاصر نیز از جمله مفاهیمی که برای کشورهای اسلامی و قدرت‌های نوپا بسیار آشناست بلوک جهان  اسلام  است و این بلوک جدید می تواند ملاکی برای سنجش میزان پیشرفت سیاسی و اجتماعی در حال و دنیای آینده به شمار ‌آید که نشانه های آن را در منطقه و جهان شاهد هستیم. 

وحدت اسلامی ‌در ديدگاه آیت الله کاشانی 

وحدت مسلمانان با يکديگر برای توانمندی جبهه اسلامی‌ در برابر جبهه اجنبی از انديشه‌های آیت الله کاشانی دور نبوده است، او مطالعات دقيقی درباره اين موضوع کرده و از جمله مهمترين اقدامات عملی وی برای «وحدت» پيشنهاد تشکيل کنگره مسلمانان است که خود می‌گويد: «وحدت اسلامی‌ جز با تشکيل کنگره ساليانه که هر سال يکبار در پايتخت کشورهای برقرار سازد مقدور نیست. در اين کنگره می‌بايستی نمايندگان سياسی، دينی، فرهنگی، اقتصادی کشورهای اسلامی‌ که علاقه شديد آن‌ها نسبت به دين محرز باشد شرکت کنند. اين کنگره موظف است مسايل مربوط به امور سياسی، ادبی، فرهنگی، اقتصادی کشورهای اسلامی‌را «از هر مذهبی که باشند» مورد مطالعه دقيق قرار داده و در تامين احتياجات و تکميل نواقص از هر يک از اين قسمت‌ها تصميم لازم اتخاذ کند.»

از وظايف ديگر کنگره چنين ياد می‌کنند که: «همچنين وظيفه دارد که ملل اسلامی‌ را از جنگ‌های جهانی بر کنار داشته و در عين حال آن‌ها را به دفاع از استقلال کشورهای خود وادار سازد و نيز از وظايف اين کنگره است که با کشورهای غيراسلامی ‌ديگر که زير يوغ استعمار به سر می‌برند مساعدت کرده و در حفظ صلح جهانی کوشش کنند.»

آنگاه سطح کنگره را به حد يک «جبهه اسلامی‌» ارتقاء داده و چنين می‌گويند که «تا آنجا (پيش رود) که اين جبهه اسلامی ‌سنگری برای حفظ بشريت و پناهگاهی برای صلح جويان و دشمنان جنگ گردد. اين کنگره موظف است نسبت به هر يک از جهات ذکر شده تصميمات لازم برای مدت يکسال بگيرد تا در خلال اين مدت و تا هنگام که جلسه سال ديگر تشکيل می‌شود به مورد اجرا گذارده شود.»

برای موضوع مالی کنگره پيشنهاد می‌دهند که: «ايجاد ( يک کميسيون) اقتصادی دائمی ‌که در نقاط مختلف کشورهای اسلامی ‌شعبه داشته (باشد) و به جمع آوری اعانه ماهيانه و ساليانه از مسلمانان می‌پردازد. اعانه‌های جمع شده به مصرف خريد کارخانجات صنعتی رسيده و درآمد کار اين کارخانجات صرف نيازمندی‌های فقرا، فرهنگ، اعزام مبلغين مسلمان به نقاط جهان، تکميل وسايل دفاعی از کشورهای اسلامی‌گرديده.»

هر چند پيشنهاد از پختگی لازم برخودار نيست، اما ضرورت طرح آن در شرايطی است که سازمان ملل چند سالي است ايجاد شده و در اجرای اهداف خود به دليل نفوذ بريتانيا و کشورهای قدرتمند ديگر عاجز شده و توانايی لازم را دارا نيست و در اين آشفته بازار بهتر آن است که ملل مسلمان در دفاع از يکديگر و نزديک کردن مواضع و حمايت از منافع صنفی تمدن اسلامی ‌به فکر ديگری افتند.

او در پيامی ‌به مناسبت هفتمين دوره اجلاسيه مجمع عمومی‌ سازمان ملل متحد به ضعف سازمان ملل اشاره می‌کند و می‌نويسد: «متاسفانه هنوز چند سال از تأسيس سازمان نگذشته که يکباره پايه‌های آن متزلزل گشته، ابر‌های تيره در آسمان صلح جهانی پديد آمده و دنيا با سرعت عجيبی به جانب جنگ می‌رود، اين موضوع خود ثابت می‌کند که سازمان ملل متحد تا به حال نتوانسته است به انجام آرزوهای مردم جهان و مرام مقدسی که آن را به وجود آورده موفق گردد. اين عدم توفيق موجب گرديده است که غبار ياس و نوميدی بر خاطر مردم شيفته صلح بنشيند و پايه اميد جهانيان نسبت به عمليات سازمان ملل متزلزل گردد. به عقيده اينجانب علت عمده و اساس عدم موفقيت سازمان در راه برقراری صلح در جهان وجود بعضی دولت‌های معظم است که برای اجرای نظريات خود با اعمال نفوذ و اجرای سياستهای مخصوص مانع اين هستند که سازمان ملل آرزوهای مردم جهان را برآورد.»

او از طرح کنگره برای اتحاد در واقع رفع نفاق و شقاق در ميان امت اسلامی ‌را می‌طلبد. او می‌گويد: «مرحوم سيد جمال الدين اسد آبادی در اين راه (اتحاد) يعنى ايجاد يگانگی و اتفاق مسلمين جوانمردانه مبارزه کرد و کوشش نمود» و به ضعف اتحاد در بين مسلمين اشاره می‌کند و می‌گويد: «من از بيست و چهار-پنج سالگی به خوبی متوجه پريشانی و بی سروسامانی عمومی ‌برادران مسلمان خود که سياست استعماری و امپرياليستها برای آنان فراهم کرده بود و فراهم می‌کنند شده بودم. من پيش خود می‌انديشيدم که با وجود دستورات کامل و جامع اسلامی ‌چرا بايد چهار صد ميليون برادران مسلمان اسير و باجگذار سياست‌های بی‌رحم و دور از انسانيت استعماری و امپرياليستی بمانيم در صورتی که در صدر اسلام مسلمين با عده معدودی قسمت عمده جهان را مسخر کردند و فرهنگ و دانش و تمدن عالی اسلامی ‌را به ممالک بزرگی ارزانی داشتند و حکومت مقتدر و بشردوست اسلامی‌ را تشکيل دادند.»

او يکی از ثمرات اتحاد اسلامی‌ را حفظ استقلال کشورهای اسلامی‌ و حرکت بر مبنای «نه شرقی نه غربی» می‌داند و می‌گويد: «من اطمينان دارم که اگر اتحاد ملل شرق و اسلامی ‌که آرزوی بزرگ همه ماست عملی شود خواهيم توانست بی طرفی کامل خود را در ميان دو بلوک بزرگ جهانی حفظ کنيم و حتی پايگاه استواری برای صلح جهانی بنا نهيم.» و اينکه: «ما ملتهای اسلامی ‌نبايد در هيچ اتحاديه‌ای جنگی وارد شويم بلکه بايد کوشش کنيم که صفوف برادرانه خود را در مقابل سياستهای استعماری استوارتر و خلل ناپذيرتر کنیم تا هيچ يک از دو بلوک نتوانند در ميان ما رخنه کنند.»

ايشان در سياست نه شرقی و نه غربی و لزوم تأکيد برآن اشاره می‌کنند که: «ما نمی‌خواهيم که هيچ دولتی در امور ما دخالت کند برای ما اجنبی، اجنبی است که ما نسبت به هر سه سياست آمريکا و انگليس و شوروی به يک نظر نگاه می‌کنيم.» و در جايی ديگر در پرداخت به وحدت با استناد به آيه شريفه 64 سوره آل عمران می‌نويسند « قل يا اهل الکتاب تعالوا الی الله کلمه سوا بيننا و بينکم الا نعبد الا الله و لاتشرک به شيئأ و لا تتخذ بعضأ بعضأ اربابا من دون الله فان تولو فقولو اشهد و بانا مسلمون و...» و سپس اشاره می‌کند که اتحاد و اتفاق به جهات ذيل لازم است: 

«1-جلوگيری از پيشرفت ماديون و سرايت آن در مردم دنيا. 2- جلوگيری از استثمار که مفتاح جنگ و موجب نابودی بشر و خرابی دنيا است. 3- بقاء تمدن که در نتيجه قرن‌ها تراکم افکار بشر و زحمات در اکتشافات به وجود آمده نابود نگردد و عالم به بربريت رجعت نکند.»

آیت الله کاشانی با پيکارها و انديشه‌ها و عملکردهای خود نشان داد که در صحنه جامعه ايرانی بيش از هر قشری روحانيت مبارز درد مردم را دارد و برای امت اسلامی دل می‌سوزاند و با بيگانه آشتی ناپذير است و تا پای جان از منافع صنفی اسلام و ملل اسلامی ‌حمايت می‌کند. او با استعمار انگليس جنگيد و توطئه‌های او را نقش بر آب ساخت و در نهايت قربانی توطئه استعمار شد.(سایت دیپلماسی ایرانی: http://www.irdiplomacy.ir/fa/news).

راهکارها

آیت‌الله کاشانی پیش از ارائه هر راه حلی برای رفع معضلات ایران و دیگر کشور های اسلامی رعایت حدود و قوانین شرعی و اسلامی را لازم می‌دانند؛ ضمن اینکه معتقد بودند می‌بایست دین و سیاست بدون افتراق و جدایی پا به پای هم به پیش روند زیرا  او طالب آزادی و عدالت هستند.

ایشان حکومت بر اساس قانون اساسی را اصل دانسته و در این راستا دموکراسی و سلطنت مشروطه را پیشنهاد می کند ایشان از حذف اجانب و وطن‌فروشان و عمال فاسد استقبال می‌کنند تا بدین شکل مانع از تثبیت استبداد و نفوذ استعمار شوند تا درباریان فاسد راه را بر نفوذ استعمارگران باز نکنند و استعمارگران هم نتوانند کشور را به یغما ببرند.

آیت‌الله کاشانی بر رضایت‌مندی مردم در تصمیمات مهم و موثر در کشور تاکید می‌کنند و نکته دیگر آنکه کاشانی برای حل مسائل کشور اعتقاد دارند که قدرت مجلس می‌تواند مانعی بر سر راه استبداد و دیکتاتوری باشد. به عنوان مثال می‌توان از زمانی یاد کرد که کاشانی در مقام رئیس مجلس، زاهدی را در مجلس نگاه می‌دارد تا با نظارت داشتن بر وی مانع از کودتا شود و یا با اختیارات مصدق مخالفت ورزید و آن را رد کرد.

اتحاد امت مسلمان از جمله راه‌ حل‌ هایی است که درصدد دستیابی به آن بود و خواهان ارتباط منطقی با سایر دول‌ است. بدون سلطه یکی بر دیگری و این ارتباط را تا آنجایی می‌خواهند که موجب استیلا و استعمار ایران و سایر ممالک اسلامی نشود و استقلال این کشور های را نیز حفظ نماید.کاشانی در این راستا استفاده از مطبوعات و حضور زنان و در شکل سخت افزاری آن مبارزه مسلحانه را نیز مجاز می‌داند. 

و در نهایت آیت‌الله کاشانی  بر این باور است که باید برای رفاه ملت مسلمان و احقاق حقوق ملت بی چاره‌ای می اندیشید تا هم استبداد و هم استعمار ریشه‌کن شود. 

نتیجه‌گیری

مبارزه با استبداد و استعمار آنچنان که معلوم گشت، در نگاه آیت‌الله کاشانی از اولویتی یکسان برخوردار نبود. این جمله بدین معناست که با پرداختن به دیدگاه‌های آیت‌الله کاشانی و مبانی تفکر و رویه سیاسی ایشا ن از دفع استعمار به دفع استبداد برسد. وی امپریالیزم را عامل اساسی برضد آزادی و استقلال  کشور های مسلمان می‌داند و می‌خواهد با نابود کردن امپریالیزم مانع نفوذ استعمار و تسلط استبداد بر امت اسلام شود. وی با این دیدگاه که عامل استقرار استعمار در ایران شرکت نفت ایران و انگلیس است به همراهی ملی‌گرایان درصدد ملی کردن صنعت نفت بر می‌آید. ایشان استقلال کشور را از ادامه بهره‌برداری از نفت بسیار مهم‌تر می‌دانست. 

کاشانی با هدف از بین بردن هر گونه تنش و درگیری بین مسلمانان و ایجاد اتحاد و اتفاق بین مسلمین در جهت دفع استعمار از کشورهای اسلامی راهکارهایی را ارائه می‌دهدکه عبارتند از: توجه به دستورات اسلامی و توجه به رضایت‌مندی مردم و عدم جدایی دین از سیاست. کاشانی ضمن موارد فوق زمامداران را به اعلام حکم جهاد تهدی می‌نماید؛ از آزادی و دموکراسی حقیقی حمایت می‌کند و درصدد است تا با منع ریشه‌ی مفاسد دینی و دنیوی عمال فاسد و وابسته برکنار شده، امور مملکت در دست زمامداران صالح قرار بگیرد. 

فهرست منابع

  1. تهوری، مسلم. 1387. زندگی سیاسی آیت‌الله کاشانی، قم، بوستان کتاب.
  2. تهوری، مسلم، 1388.  ریشه های وحدت و منادیان تقریب ،مجله یاد ایام، شماره 54 .
  3. دهنوی، محمد. 1362.  مجموعه‌ای از مکتوبات، سخنرانی‌ها، پیام‌ها و فتاوی آیت‌الله کاشانی. شرکت سهامی خاص، تهران. ج1و ج2.
  4. روزنامه کیهان، 3 خرداد 1332.
  5. صدر، سیدمحمدباقر، 1366. اهل البیت تنوع ادوار و وحده ، بنیاد بعثت.تهران.
  6. عباسی، مهدی. 1376. زندگی‌نامه، آراء و مواضع آیت‌الله کاشانی. پژوهشکده علوم و فرهنگ اسلامی. قم.
  7. مدنی، س.ج، 1369. تاریخ سیاسی معاصر ایران، دفتر اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج اول.
  8. سایت دیپلماسی ایرانی: http://www.irdiplomacy.ir/fa/news

 

 

ارسال نظر