تحولات چند دهه اخیر غرب آسیا نشان داده است که رقابت بر سر آبراههای راهبردی تنها یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه مستقیماً با امنیت، استقلال سیاسی و آینده ملتهای منطقه گره خورده است. در این میان، تنگه هرمز به عنوان یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان، جایگاهی فراتر از یک مسیر تجاری دارد و باید آن را یکی از مؤلفههای اصلی قدرت ژئوپلیتیکی جهان اسلام دانست.
اهمیت تنگه هرمز تنها در عبور میلیونها بشکه نفت و حجم عظیمی از تجارت جهانی خلاصه نمیشود؛ بلکه این آبراه در واقع یکی از مهمترین ابزارهای بازدارندگی و موازنه قدرت در منطقه به شمار میرود. هرگونه تغییر در معادلات امنیتی این منطقه میتواند آثار مستقیم و گستردهای بر اقتصاد جهانی، امنیت انرژی و ثبات سیاسی کشورهای اسلامی برجای بگذارد.
یکی از چالشهای مهم جهان اسلام در دهههای اخیر، نگاه جزیرهای برخی دولتهای منطقه به مسائل راهبردی بوده است. در حالی که بسیاری از قدرتهای فرامنطقهای با نگاهی کلان به آبراهها، بنادر و مسیرهای انتقال انرژی مینگرند، برخی کشورهای منطقه هنوز این مسائل را صرفاً از منظر منافع کوتاهمدت اقتصادی یا رقابتهای سیاسی محدود ارزیابی میکنند. نتیجه چنین رویکردی آن است که ظرفیتهای عظیم ژئوپلیتیکی جهان اسلام به جای آنکه در خدمت اقتدار جمعی مسلمانان قرار گیرد، گاه به ابزاری برای مداخله و نفوذ قدرتهای خارجی تبدیل میشود.
واقعیت آن است که تسلط قدرتهای خارجی بر شریانهای حیاتی منطقه، صرفاً به معنای حضور نظامی در یک آبراه نیست؛ بلکه به معنای امکان اعمال فشار سیاسی، اقتصادی و امنیتی بر تمامی کشورهای منطقه است. تجربه دهههای گذشته نشان داده است هرگاه مدیریت امنیت منطقه از دست کشورهای بومی خارج شده، هیچیک از دولتهای اسلامی از پیامدهای آن مصون نماندهاند. ناامنی، وابستگی اقتصادی، مسابقه تسلیحاتی و کاهش استقلال سیاسی، از جمله نتایج چنین وضعیتی بوده است.
از این منظر، امنیت تنگه هرمز نباید صرفاً مسئله یک کشور تلقی شود، بلکه موضوعی مرتبط با امنیت جمعی جهان اسلام است. همانگونه که ناامنی در این آبراه میتواند همه کشورهای منطقه را متضرر کند، وابستگی امنیت آن به قدرتهای خارجی نیز در نهایت منافع بلندمدت همه ملتهای مسلمان را با تهدید مواجه خواهد ساخت.
نکته مهم آن است که آینده منطقه نه در سایه رقابتهای فرسایشی میان کشورهای اسلامی، بلکه در گرو شکلگیری سازوکارهای بومی امنیتی و همکاریهای راهبردی میان دولتهای منطقه است. هر اندازه کشورهای اسلامی بتوانند در مدیریت آبراههای راهبردی، امنیت انرژی و مقابله با تهدیدات خارجی به تفاهم و همکاری بیشتری دست یابند، امکان مداخله بازیگران بیرونی کاهش یافته و زمینههای توسعه و ثبات پایدار فراهم خواهد شد.
امروز تنگه هرمز صرفاً یک گذرگاه دریایی نیست؛ نمادی از استقلال منطقه، توان بازدارندگی جهان اسلام و ظرفیت ملتهای مسلمان برای تأمین امنیت خویش است. غفلت از این واقعیت میتواند به تضعیف موقعیت راهبردی کشورهای اسلامی بینجامد، اما توجه به آن میتواند زمینهساز شکلگیری نظم منطقهای مبتنی بر همکاری، عزت و منافع مشترک امت اسلامی باشد.
امید علی پور
سردبیر سایت های مجمع حهانی تقریب مذاهب
ارسال نظر