جنبش اسلامی در اریتره

جنبش اسلامی در اریتره

جنبش اسلامی اریتره در سال ۱۹۶۱ به رهبری «شیخ حامد ادریس اواته» اعلام موجودیت نمود. این جنبش با حملات مسلحانه خود در پی آن بود که استقلال اریتره را در قالب یک نظام اسلامی و مردمی به دست آورد. برای رسیدن به این هدف، صدها هزار شهید و معلول را تقدیم اسلام، مسلمانان و آزادی این سرزمین کرد.

نویسنده: احمد ابوالحسینی

محتویات

۱ جنبش اسلامی اریتره
۱.۱ سیر تاریخی جنبش رهایی بخش اریتره
۱.۲ ماهیت جنبش اریتره و مواضع فکری و سیاسی آن
۱.۳ مواضع جنبش اریتره در برابر انقلاب اسلامی
۱.۴ نقد و ارزیابی جنبش اسلامی اریتره
۱.۵ پانویس

جنبش اسلامی اریتره

اریتره از شرق به دریای سرخ راه دارد و از شمال و غرب با سودان و از جنوب با اتیوپی و از جنوب شرقی با جمهوری جیبوتی هم مرز است. اریتره ۱۲۶ جزیره دارد و دارای منابع طبیعی فراوان و زمین های حاصل خیز است. پنجاه درصد مردم اریتره مسلمان هستند؛ ستمدیده ترین مردمانی که به علت موقعیت حساس جغرافیایی و تجاری کشورشان، بیش از چهارصد سال مورد تهاجم کشورهای استعماری قرار داشتند.
از سال ۱۵۲۷ تا ۱۵۵۷ پرتغالی ها بر این کشور مسلط شدند و از سال ۱۵۵۷ تا ۱۸۸۵ ترکان عثمانی آن را اشغال کردند. بعد از عثمانی ها نوبت دولت استعماری ایتالیا رسید؛ ایتالیایی ها بعد از تسلط بر اریتره، بیشترین ظلم و ستم را بر مردم مظلوم اریتره روا داشتند. بیست و پنج هزار نفر بین سال های ۱۹۱۳ تا ۱۹۱۸ به جرم فعالیت های سیاسی اعدام شدند.[۱]
سیر تاریخی جنبش رهایی بخش اریتره

اریتره در جنگ جهانی دوم در تصرف ایتالیا بود. بعد از وارد شدن متفقین در سال ۱۹۴۱ به این سرزمین، به علت اهمیّت راهبردی اریتره بر سر تصاحب آن به توافق نرسیدند و به ستیز پرداختند. سرانجام قضیه را به سازمان ملل ارجاع دادند و این سازمان در دسامبر ۱۹۵۰ رأی به پیوند فدرالی اریتره به اتیوپی داد. اما دولت استعماری اتیوپی که از حمایت امریکا برخوردار بود، در ۱۴ دسامبر ۱۹۶۲ با زیر پا گذاشتن یک جانبه قطعنامه سازمان ملل متحد، پیوستن اریتره به اتیوپی را اعلام کرد.
مردم اریتره که به استقلال کشورشان و رهایی از سلطه استعمارگران چشم دوخته بودند، بعد از سهل انگاری دولت اتیوپی در اجرای قطعنامه سازمان ملل و زیر پا گذاشتن آن، مبارزات خود را شروع کردند. «جبهه آزادی بخش اریتره»به عنوان یک سازمان سیاسی و نظامی در سال ۱۹۶۰ پایه گذاری شد و مبارزات مسلحانه و آشکار خود را با استعمارگران حبشه ای و امریکایی در سال ۱۹۶۱ شروع کرد.
مبارزات مردم با اشغالگران اتیوپی، فشارهای زیادی را به مردم مظلوم این کشور وارد ساخت و ارتش اتیوپی به شدت درصدد سرکوبی قیام مردم برآمد و از انجام هیچ جنایتی دریغ نکرد. جبهه آزادی بخش اریتره در ۱۶ ژانویه ۱۹۷۱، در بیانیه ای، از اعمال غیرانسانی نیروهای اتیوپی، نسبت به مردم مظلوم اریتره پرده برداشت و اعلام کرد: «قوای اتیوپی، اریتره را به صورت یک «حمام خون» در عصر جدید تبدیل کرده و در آن غوطه می خورند.»
در سال ۱۹۶۵ رهبران جنبش در یک برنامه ریزی منظم و یکپارچه، نیروهای رزمنده خود را در سراسر اریتره جابه جا و سازماندهی کردند. جبهه آزادی بخش، برای وارد نمودن خسارات بیشتر بر ارتش اتیوپی، نبردهای شدیدی را از ناحیه جنوب غرب آغاز کرد. در اثر این حملات برنامه ریزی شده که بین سال های ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۷ به وقوع پیوست، رزمندگان اریتره پیروزی های چشم گیری به دست آوردند و بسیاری از شهرها را از کنترل دولت اتیوپی خارج کردند.

بعد از این پیروزی ها، گروه های سیاسی دچار اختلاف شده و به جای مبارزه با اشغالگران، به جنگ با یکدیگر پرداختند. اختلاف های داخلی جبهه مقاومت باعث شد که ارتش اتیوپی مناطق از دست داده را پس بگیرد.
در سال ۱۹۸۱ با میانجی گری بعضی از کشورهای اسلامی، گروه های درگیر برای حل اختلاف ها از راه مذاکره به توافق رسیدند. در پی این توافق، یکبار دیگر نبرد با رژیم حاکم بر اتیوپی شدت گرفت و سال های ۱۹۸۴ ـ ۱۹۹۰، سال های دشواری برای ارتش اتیوپی بود؛ زیرا رژیم حاکم بر اتیوپی در برابر نیروهای مقاومت، احساس ناتوانی می کرد و یارای رویارویی با آنها را نداشت. این امر سبب شد که امریکاییان برای کمک و کاهش فشار به دولت اتیوپی در سپتامبر ۱۹۸۹ مسأله میانجی گری را مطرح کردند که بدون نتیجه عملی و تأکید بر ادامه مذاکره در سال ۱۹۹۰ پایان یافت.
جبهه آزادی بخش اریتره، سرانجام پس از سی سال مقاومت، در ۲۸ ماه مه ۱۹۹۱ شیر «اسمره» را تصرف کرد و در ماه مه همان سال وارد «آدیس آبابا» گردید و دولت موقت اریتره را تشکیل داد. در همه پرسی ای که در ۲۳ تا ۲۵ آوریل ۱۹۹۱، با نظارت سازمان ملل متحد صورت گرفت، ۸/۹۹ درصد مردم اریتره به استقلال از اتیوپی رأی مثبت دادند و به این ترتیب استقلال اریتره در سال ۱۹۹۱ به رسمیت شناخته شد.

ماهیت جنبش اریتره و مواضع فکری و سیاسی آن

جنبش اسلامی اریتره که در سال ۱۹۶۱ به رهبری «شیخ حامد ادریس اواته» حملات مسلحانه خود را آغاز کرد، در پی آن بود که استقلال اریتره را در قالب یک نظام اسلامی و مردمی به دست آورد. برای رسیدن به این هدف، صدها هزار شهید و معلول را تقدیم اسلام، مسلمانان و آزادی این سرزمین کرد.
یک مقام جنبش آزادی بخش اریتره، با اسلامی خواندن ماهیت جنبش اریتره می گوید: «شراره انقلاب اسلامی به رهبری برادر مجاهد شیخ حامد اواته در سپتامبر ۱۹۶۱ برافروخته شد و مبارزات مسلحانه جهت دفاع از حق مشروع خویش در [راه] آزادی و استقلال [این کشور] اعلام گردید.
جبهه مقاومت اریتره به مرور زمان و در اثر فشارهای امریکا و غرب به ایدئولوژی سوسیالیستی گرایش پیدا کرد. در نخستین همایش نیروهای مبارز اریتره که در سال ۱۹۷۱ تشکیل شد، تصویب گردید که جبهه مقاومت «با کشورهای سوسیالیستی و دموکرات، همچنین با سازمان های مشرقی و پیشرو، روابط موجود را تقویت خواهد کرد.
انجام جنایات غیرانسانی توسط نظامیان اتیوپی در اریتره و ناتوانی جبهه آزادی بخش در جلوگیری از آنها و نیازهای مادی جنبش، سبب شد که جبهه مقاومت به کشورهای کمونیستی رو آورد. به خاطر این تغییر اولیه بود که دبیر کل جبهه آزادی بخش، افزون بر امضای سند همکاری با جمهوری کمونیستی خلق چین، در ۱۵ ژوئن ۱۹۸۱ در یک مصاحبه مطبوعاتی در بیروت اعلام کرد: «وی از اتحاد جماهیر شوروی تقاضای کمک اسلحه کرده است».

مواضع جنبش اریتره در برابر انقلاب اسلامی

جنبش آزادی بخش اریتره، نسبت به انقلاب اسلامی، که یک حرکت نوین در تاریخ نهضت های اسلامی جهان به شمار می آید، نظر موافق دارد و معتقد است؛ انقلاب اسلامی ایران تأثیرهای مثبتی بر تمام جنبش های اسلامی گذاشت و آنها را تقویت کرد. به همین دلیل پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به رهبری امام خمینی رحمه الله مورد استقبال جنبش اسلامی اریتره قرار گرفت.
نماینده جنبش آزادی بخش خلق اریتره در «سمینار سراسری نهضت های آزادی بخش جهان» که در تاریخ ۱۸/۳/۱۳۶۱ در تهران برگزار شد، درصدد پشتیبانی همه جانبه از انقلاب اسلامی برآمده و می گوید: «تجربه انقلاب اسلامی ایران در زمان ما تجربه بی نظیر به شمار می رود، این انقلاب ما را به یاد اوایل اسلام و قهرمانی ها و فداکاری ها و قربانی هایی که مسلمین جهت اعتلای کلمه «اللّه»، گسترش دین پاک خداوندی و تحقق عدالت و حقیقت و نابودی باطل تقدیم کردند، می اندازد.
برادران! برماست تا در راه انقلاب اسلامی ایران گام برداریم و با چنگ زدن به ریسمان محکم خدا از تجارب آن استفاده کنیم. ملت اریتره بر خود ملزم می داند تا صدای انقلاب اسلامی ایران، در دفاع از ملل مستضعف و تحت سیطره استعمار را به محافل بین المللی برساند.
جمهوری اسلامی ایران نیز بر اساس سیاست های اصولی، انسانی و اسلامی خود، همواره از جنبش های اسلامی و از جمله اریتره پشتیبانی کرده است. ایران جزو اولین کشورهایی بود که با اظهار خشنودی از پیروزی ملت اریتره بر ارتش اتیوپی، از نتیجه همه پرسی سال ۱۹۹۱ پشتیبانی نمود و استقلال آن کشور را به رسمیت شناخت.
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در تاریخ ۹/۲/۱۳۷۲ با صدور بیانیه ای اعلام کرد: «جمهوری اسلامی ایران با شناسایی استقلال این کشور، امیدوار است مردم اریتره با همکاری و مساعدت جامعه جهانی و حسن هم جواری با کشورهای منطقه بتوانند در امر بازسازی و رشد و توسعه کشور خود موفقیت های شایانی به دست آورند.
البته از میان گروه های مبارز و فعال سیاسی در جنبش اسلامی اریتره، تنها «جبهه آزادی بخش اریتره ـ شورای انقلاب» که در سال ۱۹۶۱ به رهبری «احمد محمد ناصر»، در قاهره تشکیل شد و اعضای آن همه مسلمان هستند، در تهران دفتر نمایندگی داشت. رهبر این جبهه در دو سفر خود به تهران با امام خمینی رحمه الله نیز دیدار کرده است. اما در اثر تغییراتی که در موضع گیری گروه های سیاسی و مبارز اریتره، نسبت به مسایل فکری و سیاسی به وجود آمد، رابطه آنها با انقلاب اسلامی محدود گشت و دفتر آنها در تهران بسته شد و هم اکنون جمهوری اسلامی، هیچ گونه رابطه ای با اریتره ندارد.

نقد و ارزیابی جنبش اسلامی اریتره

جبهه آزادی بخش اریتره از اصلی ترین احزاب سیاسی است که مبارزات استقلال طلبانه خود را با سلطه بیگانه، (ایتالیا و انگلیس) برای آزادی اریتره آغاز کرد.
این جبهه، نخستین بار در سال ۱۹۶۱ آشکارا وارد فعالیت های سیاسی و نظامی شد. متأسفانه بعد از درگذشت رهبر جبهه، «اواته» در سال ۱۹۶۲، جبهه به خاطر مسایل قومی و مذهبی دچار اختلاف شد. محور این اختلاف ها پیرامون مسلمانان و مسیحیان دور می زد. این اختلاف ها باعث از هم گسیختگی نهضت شد؛ زیرا مسیحیان خواستار پیوستن اریتره به اتیوپی بودند و مسلمانان، استقلال خاک اریتره را می خواستند. در اثر این کشمکش، گروه های سیاسی در سال های ۱۹۷۷ ـ ۱۹۸۰ سرگرم نبرد با خود بودند و جنگ بین نیروهای آزادی خواه به شدت ادامه داشت.
در سال ۱۹۸۱ گروه های درگیر با میانجی گری برخی از کشورهای اسلامی، بر سر آتش بس و حل اختلافات از راه مذاکره توافق کردند. در پی این توافق، گروه های سیاسی فعالیت های خود را بر دو محور متمرکز نمودند: ۱
ـ در صحنه نظامی، که با سر و سامان دادن به وضع جبهه های مقاومت در برابر نیروهای اشغالگر اتیوپی، آنان را در موقعیت بدی قرار دادند.
۲ ـ در عرصه سیاسی، در این زمینه بیشترین تلاش جبهه مقاومت برای نزدیکی گروه های سیاسی ـ نظامی به یکدیگر بود. به این منظور در سال ۱۹۸۲ با دعوت عربستان سعودی، سران احزاب زیر، برای ائتلاف، در جده گرد هم آمدند:
الف ـ «عبداللّه ادریس»، رهبر «جبهه آزادی بخش اریتره»؛
ب ـ «عثمان صالح صبی»، رهبر «نیروهای آزادی بخش مردم ـ جبهه آزادی بخش اریتره»؛
ج ـ «ابوبکر گیمان»، نماینده «جبهه آزادی بخش خلق اریتره ـ شورای انقلاب
جبهه آزادی بخش مردم اریتره» از شرکت در این گردهم آیی خودداری کرد و دلیل آن هم برتری نیروهای نظامی اش بر دیگران بود. عربستان به عنوان بانی این گردهمایی، دو هدف داشت: «اولاً، رهبران آنها را تحت سلطه داشته باشد و ثانیا؛ از وجود آن گروه ها به عنوان اهرمی در برابر رژیم مارکسیستی اتیوپی استفاده نماید.
در این گردهم آیی که در ۲۳ دسامبر ۱۹۸۲ پایان یافت، گروه های شرکت کننده به توافق هایی در زمینه مسایل سیاسی، نظامی و… دست یافتند، ولی مشکل گروه های سیاسی به طور کلی حل نشد؛ زیرا مشکل اساسی نیروهای آزادی خواه، خطوط فکری بود که توسط افراد نفوذی و وابسته به گروه های سوسیالیستی و مارکسیستی، در جبهه مقاومت راه پیدا کرده بود.
گرایش مارکسیستی به اندازه ای در میان رهبران جبهه آزادی بخش گسترش یافته بود که برخی از احزاب مانند «جبهه آزادی بخش مردم اریتره» که از ناراضیان دیگر گروه ها تشکیل شده بود، به طور رسمی از ایدئولوژی مارکسیسم پیروی می کرد. بنابراین انحراف جنبش آزادی بخش اریتره از اصول اولیه و خط اسلام، علت اصلی ناکامی آن به شمار می آید.

پانویس

برگرفته شده از مقاله // کتاب / رسانه و جنبش‌های اسلامی معاصر