
شهید صدر معتقد بود دیانت به معنای داشتن برنامه همه جانبه و در هر زمینه برای زندگی اجتماعی افراد است، از این رو برای پیشرفت اسلام معتقد بود که باید تقریب مذاهب و اتحاد اسلامی، به عنوان یک مسئله درجه یک مطرح باشد.
او دارای ارتباط با اندیشمندان و نهادهای بین المللی بود و از هر راهی که فکر می کرد می توان به تقریب و اتحاد دست یافت کوتاهی نمی کرد. مقالات تقریب گرایانه متعددی در روزنامه کشورهای سنی مذهب می نوشت و در آثارش فواید و محاسن اتحاد و مضرات تفرقه و جدایی را تشریح می نمود. نسبت به اهل سنت و بزرگان آنها احترام قائل بود و در تالیفاتش از آنان به نیکی یاد می کرد[1]. با اینکه کتاب فدک را در دوران جوانی نوشته بود و در آن لحنی نرم و بیانی شیوا و مستدل دارد، ولی راضی به طبع مجدد آن نشد، چون به این نظریه رسیده بود که در نوشته ها باید مسائل مهم تر را بیان داشت و بدون دست کشیدن از عقاید برحق مذهب شیعه، نسبت به تعامل با سایر مذاهب کوشا بود.
همچنین ایشان با نهادهای کشورهای اسلامی حتی اگر نظام حاکم غیر شیعی می بود ارتباط داشت. مثلا یکی از اقدامات شهید صدر لبیک گفتن به مرکز تامین مالی کویت (بیت التمویل الکویتی) بود و ایشان در پاسخ به درخواست آنان، طرح بانک بدون ربای خود را نوشت و آن را با مباحث عمیق فقهی همراه ساخت که هرگز در طرح های متعدد و فزاینده ارایه شده دیگران در اواخر دهه شصت میلادی از جمله آثار استاد عیسی عبده یا استاد عبدالله العربی و استاد صدیقی و استاد النجار به بررسی هایی در حد و اندازه آن بر خورد نمی کنیم[2].
ستیز با استعمار و صهیونیسم و دفاع از انقلاب
توطئه های استعمار علیه کشورهای اسلامی و مذاهب اسلامی متنوع و بسیار است. یکی از این توطئه ها اختلاف افکنی بین مذاهب و دیگر توطئه ایجاد نظام شیطانی صهیونیست است. شهید صدر به این مطالب واقف بود و از دوران و جوانی با شدت در پی اجرای برنامه مبارزه با استعمار و ایادی آن بود. وی در همین راستا از انقلاب اسلامی ایران که سر ناسازگاری با استعمار و صهیونیسم داشت، به شدت دفاع می کرد و مدهوش و شیفته افکار امام خمینی بود، چون شهید صدر نگرش جهانی خویش نسبت به اسلام را در نگاه امام خمینی محقق می دید. به گونه ای که تجلی اسلام ناب را در امام خمینی می دید.
این جمله از وی معروف است که «ذوبوا فی الامام الخمینی بمقدار ما ذاب هو فی الاسلام» در امام خمینی ذوب شوید، به همان اندازه که او در اسلام ذوب شده است.[6] وی از انقلاب اسلامی ایران دفاع می کرد و می فرمود: «من یک مسلمانم و در برابر سرنوشت همه مسلمانان جهان – و نه تنها عراق و ایران - مسئولم و باید به وظیفه شرعی خود عمل کنم و وظیفه شرعی منحصر به ایران و عراق نیست. حمایت از انقلاب اسلامی ایران و رهبری آن هم، یک وظیفه شرعی است!» چنانکه زمانی که دستگیر شد و در زندان محبوس گشت نظام طاغوتی آمریکایی بعث عراق از وی خواست تنها چند کلمه علیه امام خمینی و انقلاب اسلامی بنویسد تا آزاد شود، اما شهید صدر نپذیرفت و گفت: «من آماده شهادتم، هرگز خواسته های غیر انسانی و ضد دینی شما را قبول نخواهم کرد و راه من همان است که انتخاب کرده ام.»[7] لذا زمانی که او را در عقیده خود راسخ دیدند، وی را به شهادت رساندند.
امام خمینی در پیامی که به مناسبت شهادت مظلومانه شهید صدر و خواهرش، سوگمندانه نوشت: «... مرحوم آیة الله شهید سید محمد باقر صدر و همشیره مکرمه مظلومه او که معلم دانش و اخلاق و مفاخر علم و ادب بود، به دست رژیم منحط بعث عراق با وضع دلخراشی به درجه رفیعه شهادت رسیده اند. شهادت ارثی است که امثال این شخصیتهای عزیز از موالیان خود برده اند».[8] همچنین سیره مستمر شهید صدر بر پشتیبانی فکری و مالی از گروه های انقلابی در گستره جهان اسلام و مبارزه علیه صهیونیسم و استعمارگران بود و از این رو وی را می توان الگوی مناسبی برای علمای دین و دانشمندان بر شمرد.[9]



منابع
[1] از باب نمونه ایشان در کتاب اقتصادنا به تعدادی از منابع فقه اهل سنت استناد نموده اند، نظیر: الاحکام السلطانیه ماوردی، المغنی ابن قدامة، الامام شافعی، المحلی ابن حزم، المدونه الکبری، مواهب الجلیل، نهایه المحتاج، المبسوط سرخسی، الفقه على المذاهب الأربعه و غیره
[2] در این باره بنگرید به مقاله آیت الله تسخیری با عنوان: «تاریخچه کوتاهی از تجربه بانکهای اسلامی؛ با تأکید بر طرح بانک غیر ربایی پیشنهادی شهید صدر (ره) و تجربه بانکهای جمهوری اسلامی ایران»؛ همچنین ر.ک: فقه «مقاصدی» وحجیت آن (با نگاهی به شیوه شهید صدر) از استاد تسخیری و نیز: گزیده ای از اندیشه برخی شخصیت های تقریبی، محمدعلی تسخیری، ص ۱۹۳ تا ۲۴۳
[3] شهید صدر بر بلندای اندیشه و جهاد، ص ۳۳ - ۳۴.
[4] مباحث الأصول، سید کاظم حائری، ص ۱۵۱
[5] رسالتنا، ص ۵۸
[6] روزنامه جمهوری اسلامی، ۲۵ خرداد ۱۳۸۲ش
[7] شهید صدر بر بلندای اندیشه و جهاد، ص ۲۰ و ۱۴۱
[8] صحیفه نور، ج۱۲، ص۵۷
[9] علماء عرفتهم، یوسف عمرو، ص ۸۳ و ۸۴ و پگاه حوزه، شماره ۱۰۲، پانزدهم شهریور ۱۳۸۲، متن مصاحبه به شهید محمد باقر حکیم