تقریب و ضرورت آن در گفتگو با آیت الله سلیمانی
۱۴۰۱/۰۶/۱۳ ۱۰:۵۲ 289
بازخوانی یک گفتگو

تقریب و ضرورت آن در گفتگو با آیت الله سلیمانی

آیت الله عباسعلی سلیمانی نماینده ولی فقیه در استان سیستان و بلوچستان و شهر کاشان  و امام جمعه سابق زاهدان و از فعالان حرکت تقریب و منادیان و حدت در کشور اسلامی ایران به خصوص استان سیستان و بلوچستان و منشأ برکات فراوان در این دیار بوده و هستند. آنچه پیش روست بازخوانی مجددی است از گفتگویی صمیمانه که خبرنگار مجمع تقریب جناب آقای حسن باقری در زمان تصدی ایشان به امامت جمعه زاهدان است که تقدیم خوانندگان عزیز می گردد.

 

با سلام و عرض ادب و احترام خدمت آیت الله سلیمانی، با کسب اجازه از حضرتعالی سوالهایی راجع به وحدت و تقریب مذاهب اسلامی از محضر شما داشته و نگاه جنابعالی را در این مورد جویا می شویم:

س.امروزه بعضیها  مدعی هستند که بحث از وحدت  در عمل  و تقریب در نظر یکی از ضروریات اسلام است ، به نظر حضرتعالی این مقوله تا چه حد پشتوانه دلیل شرعی و یا عقلی دارد ؟ 

وحدت امت اسلامی هم یک دستور دینی و ازمطالبات جدی اسلامی است و هم یک مطلوب عقلی است چرا که عقلای عالم در انجام  امور کلان اجتماعی و سیاسی به حکم عقل ، راه وحدت و تفاهم را در پیش می گیرند . 

اسلام عزیز که بر مبنای متین عقلانی استوار است، با توجه به رسالت خطیر وجهانی مسلمین  و با عنایت  به انبوه دشمنان ومخالفان جامعه اسلامی ، اساس و پایه امت اسلامی را بر بنیان محکم و استوار ومرصوص بنا نهاد« ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کأنهم بنیان مرصوص » (سوره صف آیه4  )  و تمام مسلمانان را فارغ از تمامی تعلقات  و بریده از همه ی وابستگیها امت واحده قرارداد « ان هذه امتکم امه واحده و أناربکم فاعبدون (انبیاء  آیه 92)»  « وإن هذه امتکم  امه واحده وأنا ربکم فاتقون (مؤمنون آیه 52) »  بگونه ای که همگان در برابر یک معبود سر تسلیم فرود می آورند ، و در روحانی ترین معراج معنوی همگان به یک سوی رو آورده ، همزمان و بطوردستجمعی به یک سرود ترنم می کنند، در سمت واحد که کعبه و قبله مسلمین است جهت گیری می نمایند ، و در برابر قیادت و رهبری واحد که وجود مبارک پیامبر اعظم است فرمان می برند ، و از قانون واحد که قرآن کریم حبل الله متین و مبین است  اطاعت می کنند . در نماز ، روزه ، حج از لحاظ رکعات وارکان و تعداد و زمان و مکان وفاق جمعی دارند ، دارای بینش و منش واحد ، جهان بینی واحد، فرهنگ مشترک ، آداب و سنن اجتماعی مشترک هستند مانند : حرمت والدین ، معلم ، همسایه، همسفر، ارباب رجوع... ، از تمدن عظیم و با سابقه و از اعتقاد راسخ  و پایدار بهره مندند. حلقات وفاق و محورهای انسجام در مبانی توحید و نبوت و معاد و قرآن و کعبه یک میلیارد و نیم مسلمان جهان را بر اساس فراز « واعتصموا بحبل الله جمعیاٌ ولا تفرقوا » به یک رشته در آویخته و درحول اعتقادات و احکام واخلاق بگردش و چرخش  واداشت . پیوند بین دلهای انبوه مسلمین بعنوان نعمت ذات احدیت قلمداد شد «واذکروا نعمه الله علیکم» گسستگی دلها در لواء قومیت گرائی و ناسیونالیزم و ایجاد جو بد بینی و سوء ظن دربسترها ی فکری و عقیدتی و پیدایش دشمنی زبانه های آتش جهنم و دوری از نعمت خداوند مطرح شد «و کنتم علی شفاحفره من النار فأنقذکم منها » شناسائی این آتش و آتش افروزان و توطئه گران و تفرقه افکنان کارآسانی نیست بلکه کار مخفیانه و مکارانه و حیله گرانه و مزدورانه است. « الذی یوسوس فی صدور الناس» اینها اندکی از اشارات شرع بر وجوب وحدت است و عقل نیز حکم می کند که مسلمین در برابر دشمنان خویش که در هدم بنیان  دین اسلام کمر همت بسته اند با وحدت به مقابله برخیزند و بر گذشته عزتمندانه خویش بیشتر بیاندیشند و بر وضعیت کنونی زبونیها و بیچارگیها وفاصله ها از هم متأسف باشند . 

عقل فردی و خرد جمعی درباره ما داوری می کنند که آیا ما می توانیم تصورکنیم که امروز نیز وارثان بدر و حنینیم؟ و از بازماندگان فاتحان خندق و خیبریم ؟ و از جانشینان درهم کوبندگان قیاصره و اکاسره ایم ؟ و از یادگاران سلمان و بوذریم؟ و از رهروان پیامبر و آل الله وصحابه ایم ؟ و از برجای ماندگان قهرمانان فاتح اندلس و قسطنطنیه ایم؟ یا سستی و ضعف سرو پای وجود مارا فرا گرفت.  آری کلید حل معما وحدت مسلمین است  تا عزت  بر باد رفته را باز یابند به امید آن روز.

س. به نظر شما دشمنان اسلام تا چه حد در ایجاد فتنه  میان مسلمانان موفق شده اند؟ منظور اعم از دشمنان داخلی یا خارجی ؟ همانگونه که مستحضرید چه در گذشته که بنی امیه اساس فتنه را شعله ور میساختند  و تا به امروز که استکبار جهانی با شعار« تفرقه بیانداز و حکومت کن» عامل تفرقه است؟ 

در پایان هزاره دوم میلادی جهان با پدیده ای  به نام انقلاب اسلامی  ایران مواجه شد . انقلابی که موتور حرکت آن  اعتقادات مکتبی مردم بود و نا خدائی آنرا یک عالم دینی به عهده داشت و رویش آن در میان سنگلاخ های نا باوری ها و   بی اعتمادی ها به نیرو و قدرت مذهب بود ، هم در تبلیغات کمونیستی و هم در باورهای کاپیتالیستی دوران حاکمیت دین به پایان رسیده بود، و در جهان غرب اگر رگه ای از باور دینی و اعتقاد به ماوراء  طبیعت وجود داشت  محصور به کلیسا و روز یکشنبه بود دین از صحنه اجتماع و سیاست و از متن زندگی بشر خارج شده بود  در نظام کمونیستی دین افیون جامعه و ابزار تخریب افکار معرفی می شد ، یکباره در پرتو قدرت دین یک نهضت عظیم  بی نظیر در عصر اتم و ماده به وجودآمد که تمام مناسبات سیاسی ، علمی شرق و غرب را به هم ریخت . این نهضت نشان داد که اسلام  مکتب همه جانبه اخلاقی ، اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی برای تعالی فرد و جامعه است . 

این نهضت نشان داد که اسلام ضد استبداد، استثمار، استعمار، استضعاف واستحمار انسان هاست . این انقلاب زیربنای سیاست خویش را نه شرقی و نه غربی قرارداد یعنی استقلال و نفی حاکمیت  نظام سلطه سرخ و سیاه . 

این انقلاب زمام امر را به ولی فقیه و فرد اسلام شناس شجاع  سپرد که سر تعظیم او فقط در برابر خداوند خواهد بود . 

به برکت این انقلاب، روحیه استشهاد و فرهنگ جهاد به اوج خود رسید و افق تازه از امید واری و سلحشوری و خود گذشتگی به وجود آمد . به برکت  این انقلاب عظیم اصل همبستگی دیانت و سیاست به ظهور رسید . در لوای این پدیده  وحدت دانشگاه و حوزه ، وحدت علم و دین ، وحدت عقل و شرع ، وحدت شیعه و سنی عملی شد . در پرتو این قیام ابهت قدرتهای باطل در هم شکست ، و منافع استکبار به مخاطره افتاد . روز قدس و یوم اله 22 بهمن و ایجاد سفارت فلسطین در تهران بوجود آمد.

 در سایه این حرکت ارتش قدرتمند ، سپاه غیور و بسیجی سر بلند تربیت گردید و ایران در بخش علمی ، سلولهای بنیادی ، فناوری هسته ای ، ترمیم نخاعی ، ایجاد تسلیحات نظامی موفقیت های بی نظیر یا کم نظیری بدست آورد و به کانون ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک تبدیل شد از این رو استکبار سخت عصبانی گردید و در صدد مقابله برآمد و با انتخاب شیوه های گوناگون آشکار و پنهان در مقام واژگونی یا حد اقل توقف انقلاب برخاست  ترور فیزیکی  مردان بزرگ انقلاب ، ترور شخصیت  سردمداران نظام ، ایجاد نفاق و شکاف و تفرقه و اختلاف افکنی مذهبی  و قومی و طائفه ای ... آموزش و سازماندهی مخالفان جمهوری اسلامی ،  تبلیغات  گسترده  ضد ایرانی برای تغییر باورهای ملتهای منطقه و تحریک سوء برداشتها در مورد قدرت ایران ، هماهنگ سازی دولتهای منطقه برای اعمال  پاره ای از محدودیتها و تضعیف کننده مثل مزاحمت های عملی در خلیج فارس و دریای عمان ، بلوکه کردن دارائی های ایران، پیوند دادن منابع و امنیت کشورهای عربی از قبیل : عربستان، مصر ، اردن ، قطر و امارات با منافع خودش در منطقه ، استقرار سیستم   موشکی ضد موشک « پاتویوت » در ازاء حمله احتمالی آمریکا به ایران جهت تأمین امنیت اسرائیل ، ایجاد جنگ تحمیلی و دهها نمونه دیگر ... 

در آغاز هزاره  جدید با رخداد حوادث زیادی از جمله حادثه تروریستی 11 سپتامبر فضای جهان بوسیله قدرتهای استکباری کاملاٌ امنیتی شد و گرایشهای نظامیگری بوجودآمد حمله آمریکا به افغانستان و سپس به عراق و حمله اسرائیل به لبنان وآنگاه به غزه وفلسطین  نشانه های این حقیقت است . از جمله توطئه استکبار تحریک عناصر داخلی و فتنه انگیزی است ماجرای کردستان ، خوزستان ، گنبد، تبریز و بلوچستان از این نمونه هاست . 

امروزه گروه شرور و مفسد عبدالمالک ریگی از نوع ارتباط با سرویسهای امنیتی  امریکا و در یافت دلار و نشست های توجیهی در انجام عملیات شرارت وانتحار کاملاً اعتراف دارند . بنابراین ازجمله سیاست استکبار جهانی همان ایجاد شکاف و تفرقه در بین مسلمین است تا بستر حاکمیت خویش و حفظ منافع را بهتر فراهم آورند. 

س: اگر تقریب یک نیاز ضروری است که باید همه گیر شود و به عبارتی بصورت فرهنگ در جامعه درآید ( با توجه به موانع و تلاشهای تفرقه انگیزی که گاه ازروی غفلت، گاه حساب شده ،صورت می گیرد ) شما چه راهکاری را برای نشر این فرهنگ پیشنهاد دارید؟ 

اینکه دشمنان درصدد ایجاد تفرقه در بین امت اسلامی و ایرانی هستند جای شکی نیست و اینکه عندالفرصه در مقام مبارزه با اساس اسلام و محو آن هستند باز هم تردیدپذیر نیست ،سخنرانی تفرقه افکنانه و ضد اسلامی پاپ و معرفی اسلام به عنوان دین خشونت ، تشدید حملات صهیونیستی علیه مسلمانان لبنانی و فلسطینی ، ادامه و تشدید اشغالگری استکبار جهانی بر اراضی مسلمین نشین، عرضه بازیهای نرم افزاری با مضامین و صحنه های ضد اسلامی ، طرح ناتوی فرهنگی و استحاله فرهنگی برای از بین بردن ارزشهای اسلامی در جامعه ، افزایش و تولید عرفانها کاذب و ترویج آن توسط محافل ضد اسلامی ، چاپ کاریکاتورهای موهن نسبت بساحت مقدس پیامبر اعظم (ص) ، چاپ قرآن کریم و حذف آیات جهاد از متن این کتاب آسمانی و تغییر در برخی از آیات آن، حمله نظامی علیه عراق و افغانستان ، اندکی از صدها نمونه مقابله استکبار جهانی با اساس  اسلام است .از سوی دیگر عملیات های تروریستی علیه شیعیان در کشور های مختلفی همچون عراق ، پاکستان، افغانستان و ایران، اعدام صدام با القاء انتقام جوئی شیعیان و بهره گیری تفرقه آمیز از آن ، صدور بیانیه ضد شیعی توسط 37 مفتی و علمای متحجر وهابی، تولید و عرضه فیلمهای ضد ایرانی جهت خشن جلوه دادن چهره ایرانیان ، استفاده از اسامی مجعول عربی برای خلیج فارس طرح سه جزیره تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی طرح تخریب بارگاه مطهر انوار مقدسه اهل البیت چون مرقد اباعبدالله و مرقد زینب کبری از سوی عالم نمایانی وهابی و سلفی مانند : عبدالرحمن براک ، ممدوح الحربی، ناصر العمر ، ابن جبرین ، سفرالحوالی از عربستان ، حامدالعلی از کویت و … پخش شب نامه هایی با مضامین سخیف و وقیح از سوی طلاب و دانشجویان مدرسه « محمدبن سعود» تحریک گروهک شرور عبدالمالک تحت لوای مقابله مذهبی نمونه هایی از ایجاد تفرقه در بین امت اسلامی است گرچه امت اسلامی اعم از شیعه و سنی کاملاً به استراتژی تفرقه افکنی و جنگ افروزی دشمن امروزه واقفند و حساب چند عالم نماهای جاهل وهابی را از امت بزرگ و آگاه اسلام جدا میدانند ومی بینند قبور خاندان پیامبر در کشور هائی مانند عراق ، سوریه و مصر همچون نگین انگشتری تزیین این بلاد و موردتکریم و تعظیم و تجلیل اهل سنت و اهل تشیع واقعند و حتی نقش ملجأو پناهگاهی برای آنان دارند . 

از سوی سوم القاء شبهات اعتقادی وزیر سئوال بردن اعتقادات در آثار مخرب نویسندگان داخلی با سرمایه گذاری جهت افزایش مدعیان دروغین ارتباط با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، حمایت آشکار از تروریست هائی که علیه نظام و ملت ایران اقدام میکنند ، پرورش و حمایت از افراد معلوم الحال و شرور جهت انجام مقاصد شوم و تروریستی در داخل خاک ایران ، احیاء و ترویج رسومات جاهلی و به اصطلاح ملی و سنتهای زردشتی در بین جوانان ، ایجاد تحرکات مذبوحانه در به تنش کشیدن استانهای ترک زبان ، تحریک و سوءاستفاده از تعصبات قومی اقوام عرب، ترک، بلوچ و کرد و... اینها نمونه هایی از اقدامات استکبار برای ایجاد اختلافات و درگیریها و تشنجهای در بین ملت بزرگ و فهیم ایران است. 

اقدامات پیشگیرانه : 

1- تأسیس هفته وحدت بمناسبت سالروز میلاد پر برکت اشرف کائنات حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) بین دوازده و هفده ربیع المولود جهت طرح مبانی نظری و عملی وحدت ، شرح و بسط آیات و احادیث در باب اخوت مسلمین

2- اقدام عملی وحدت از سوی بزرگانی چون آیت الله العظمی بروجردی و شیخ بزرگ الازهرمصر آقای شلتوت و امام امت و رهبرمعظم انقلاب و... مانند اقتداء به امامان اهل سنت از سوی امام خمینی کبیر و احترام به مقدسات اهل سنت از سوی رهبری معزز انقلاب 

3- نامگذاری سال 86 بنام اتحاد ملی و انسجام اسلامی توسط رهبر حکیم و اندیشمند نظام 

4-  تأسیس مجمع التقریب بین المذاهب در ایران اسلامی و نصب عالمان فرهیخته ای همانند آیات شریف واعظ زاده و تسخیری 

5- برگزاری 22 کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی با حضور شخصیتهای برجسته مذهبی سیاسی و علمی بیش از 45 کشور جهان از جمله : ترکیه، تونس، اندونزی، انگلستان، استرالیا، امریکا، افغانستان، عراق، پاکستان، عربستان، سوریه، دانمارک، تا تارستان، فرانسه، لبنان، کانادا، هند، روسیه و مصر 

6- پیشنهاد مقام معظم رهبری راجع به تدوین« منشور وحدت اسلامی» در جمع مدعوین کنفرانس جهانی وحدت اسلامی در روزهای آغازین سال 86 و تهیه آن 

7- تدوین بیانیه دعوت از علمای اهل سنت به گفتگو و تعامل و دوستی توسط علماء و مراجع عظام تقلید شیعی در سال 85 

8-     شرکت دبیر مجمع درصدها کنفرانسهای وحدت در کشورهای مختلف 

9-     چاپ و نشر دهها کتاب و نشریه راجع به احادیث مشترک 

10- نشستهای علمی دوستانه  فراوان در کشور از جمله سیستان و بلوچستان، اینها نمونه هائی از صدها اقدامات وحدت بخش و تقریب آفرین در جوامع اسلامی و ایرانی است برای انسجام ملی اقدامات فراوانی صورت گرفت که مجال پرداختن به آن نیست . تنها بیک نمونه آن بسنده میکنم و آن شهداء گرانقدر واقعه اخیر شهر پیشین است که اشرار حرکت انسجام بخش ملی را که از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان سیستان و بلوچستان شروع شده بود برنتابیدنند و در نهایت دست به این جنایت  فجیع  زده  و سرداران رشید و ولائی چون شوشتری و محمد زاده و چهل شهید دیگر ازشیعه  و سنی را به شهادت رساندند که در واقع شهداء وحدت و انسجام نام گرفته اند . 

س. افراط و تحجر دو مقوله معروف در تمام ادیان و مذاهبند که اینرا از عوامل مهم عقب ماندگی  جوامع بشری می دانند در اسلام  چه آموزه هائی داریم تا در برابر این عوامل ایستادگی کنیم ؟ 

جایگاه عقیده اسلامی حد و سط بین روح  وماده ،  دنیا و آخرت ، عقل و  وجدان ،  فرد و جامعه است از افراط و تفریط و از غلو و تحجر بدور است زیرا این دو ریشه در جهل و تعصب ، هوا و هوس دارند اما حد اعتدال منطقه ای است  بین دو قطب متضاد راست و چپ ، یمین  و شمال که از آن در قرآن به « صراط مستقیم » تعبیر شد. « و أن هذا صراطی مستقیماً و فاتبعوه »  انعام  آیه 153 

صراط مستقیم همان مسیر مطلوبی است که هر مسلمان عاقل و با لغ در شبانه روز ده مرتبه در نمازهای واجب و فراوان در نمازهای نوافل و سنن درخواست آگاهی و آشنائی به آن و سپس استواری در پیمودنش را در معیت خوبان و شایستگان دارد و از همراهی با مغضوب و ضالین گریزان است . «اهدناالصراط المستقیم  صراط الذین انعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم والضالین » فاتحه آیه 6 و 7 

پس خط اصیل اسلامی حد فاصل بین مغضوب وضا لین است وهرکه این طریق را طی کند به نعمت ورضوان الهی متنعم خواهد شد زیرا در این طریق ویژگیهای پنج گانه وجود دارد :

 1- استقامت و مستقیم بودن : یعنی که از کج  و معوجی و مار پیچی و پیچیدگی بدور است .

2- ایصال به مقصود : یعنی  بخاطر همان استقامت و استواری ، رهرو براحتی به مقصد خواهد رسید و گم نخواهدشد. 

3- قرب و نزدیکی : از آنجا که خط فاصل بین دو نقطه مبدأ و مقصد مستقیم است و دالانی پر پیچ و خم و انحراف نیست راه کوتاهتر و نزدیکتر است . 

4- گنجایش و ظرفیت : چون این راه برای  همه مردم در نظر گرفته شد وسعت  پذیرش همه را خواهد داشت . 

 5- تعیین این طریق برای مقصود:با دووصفی که از این طریق بعمل آمد: الف )اضافه اش به نعمت یافته و« منعم علیه » ب) مخالفت این صراط با صراط اهل غضب و ضلال تعین طریق و انحصار مسیر پیدا می کند . 

  شاید از اسرار فرض قرائت سوره فاتحه در کل رکعات اول ودوم هر نماز بلکه در هر مناسبت تعبدی بخاطر یاد آوری مؤمن به شناخت این راه اعتدال است تا از تفریط و اضاعه و از افراط و غلو در امان باشد . 

ابن مسعود نقل می کند که پیامبر اسلام  برای ما خطی را ترسیم کرد و فرمود این راه خداست   سپس خطوطی را در چپ و راست  این راه  ترسیم نمود و فرمود اینها راههای شیطان است . آنگاه این آیه شریفه را تلاوت کرد : « و أن هذا صراطی مستقیماً فاتبعوه ولا تتبعوا السبیل فتفرق بکم عن سبیله ذلکم وصاکم به لعلکم تتقون  » انعام /153 

آری راه اسلام راه اعتدال است نه افراط ومبالغه و نه تفریط و تقصیر ، مثل « جود » بین اسراف و بخل ، و مثل شجاعت بین تهور و جبن، از اینرو پیامبر فرمود : « إیاکم و الغلو فی الدین فانما أ هلک من کان قبلکم الغو فی الدین » 

(این حدیث را احمد بن حنبل و ابن ماجه و نسائی هر (سه نقل کردند)

  بر حذر باشید از غلو در دین ، چرا که پیشینیان از همین راه به هلاکت رسیدند . قرآن کریم فرمود: « یا أهل الکتاب لا  تغلوا فی دینکم ولا تقولوا  علی الله الا الحق » (نساء / 171)  ای اهل کتاب در آئین تان غلو نکنید و بر خدا غیر حق نگوئید . و باز فرمود : « قل یا  أهل الکتاب لا تغلوا فی دینکم غیر الحق ولا تتبعوا أهواء قوم قد ضلوا من قبل وأضلوا کثیراً وضلوا عن سواء السبیل » مائده /77  ای اهل کتاب در دین تان غلو نکنید و از حق خارج نشوید و تحت تحریک گذشتگانی که در مسیر گمراهی قرار گرفته اند واقع نشوید چرا که آنان هم دیگران را گمراه کردند و هم خود از راه مستوی و مستقیم گمراه شدند . پس اسلام عظیم و عزیز آئین غلو ، اکراه، عنف ، مبالغه ، افراط ، تفریط و تقصیر نیست  بلکه دین اعتدال و رفق است « قال رسول الله (ص): إن الله رفیق یحب الرفق ، و یعطی علی الرفق مالایعطی علی سواه » (طبرانی از عبدالله بن مسعود نقل کرد) یعنی خداوند اهل مداراست مداراگر را دوست داردو عنایت و عطا یای او مبتنی   بر موضوع مدارا است .  و اسلام دین وسطیت بین  سلفیت و تجدد، گذشته و ماضویت و آینده و حداثت ،اصالت و معاصر است  بدین جهت پیامبر فرمود)  :  إن الله لم یبعثنی معنتاً ولا متعنتاً ولکن بعثنی معلماً یسراً » (مسلم  از جابر بن  عبدالله  نقل کرد»

قرآن کریم  برای مقابله با تحجر و جمود گرائی در پنجاه موضوع واژه عقل را به کار برد  و بیش از هشتصد  مورد مردم را به تأمل و تعقل و تدبر فرا خواند، اینها پاره ای از آموزه های  دین مبین اسلام است جهت ایستادگی در برابر افراط و تحجر ،خداوند شر عناصر افراطی و متحجر را از جامعه اسلامی کم  و زمینه کرامت، عزت ، قوت، قدرت و وحدت  مسلمین را فراهم فرماید . 

س. به نظر حضرتعالی چه کسانی از وحدت  امت  اسلام رنج می برند؟ و چه کسانی از تفرقه امت اسلام زیان می بینند؟ و چگونه می توان برای جبران زیان و بازگرداندن عزت اسلامی در گذشته تلاش نمود ؟ 

بی تردید دو گروه از وحدت امت اسلامی در رنجند :  الف) استکبار جهانی ب) مزدوران و عوامل داخلی آنان . اما استکبار جهانی  پروژه هائی برای مالک الرقابی خویش در راستای حفظ منافع ملی در دستور کار دارد که از جمله تثبیت موقعیت صهیونیزم در منطقه است تا این رژیم غاصب که مجهز به تسلیحات هسته ای انحصاری در خاور میانه است حافظ منافع  آمریکا در منطقه باشد از اینرو شورای حکام آژانس انرژی اتمی بخاطر حمایت  همه جانبه آمریکا از صهیونیزم این رژیم را که تا کنون از امضای پیمان منع گسترش تسلیحات هسته ای امتناع ورزید و تحت  هیچکدام از پادمانهای آژانس انرژی انمی قرار ندارد ، نادیده و به موضوع ایران می پردازد . 

از جمله « طرح خاور میانه بزرگ یا خاورمیانه جدید است تا از این طریق خط سازش کشورهای عربی و اسلامی را با رژیم صهیونیستی پیگیری نماید . فرو کش دادن انتفاضه فلسطین ، حل نمودن بحران خودش در عراق و تسلط یابی کامل بر افغانستان جزء پروژهائی است که بی تردید از طریق وحدت امت اسلامی حاصل نخواهد شد لذا اختلاف افکنی در بین ملت مسلمان از مبانی استراتژی و از چشم اندازهای حقیقی استکبار است . 

اما مزدوران و عوامل داخلی به خاطر تأثر و انفعالی که از استکبار دارند و تحت تأثیر القائات شیطانی امریکا و اسرائیل و انگلیس واقعند نقش پیاده نظام دشمن را در بین امت اسلامی انجام می دهند بعنوان مثال تهاجم یک ماهه ارتش عربستان به خاک جنوب یمن علیه مردم صعده و به خاک و خون کشیدن شهروندان ،  زنان و کودکان وافراد سالخورده و    بی دفاع و در واقع ارتکاب جنایات جنگی و پاکسازی نژادی بر اساس چه هدف و بر طبق چه مأموریتی است ؟ شهروندان اصیل وبومی جنوب یمن خواسته های عادلانه ای از حکومت یمن دارند ودرصددتحقق خواسته های خویش  هستند ، دولت بجای پذیرش و انجام ، ارتش خود را علیه شیعیان حوثی به کار گرفت ، آیا وظیفه عربستان و دیگر کشورهای اسلامی بر طبق رهنمود قرآن، تلاش برای حل درگیری هاست یا ارتکاب جنایت  و نسل کشی : « وإن طائفتان من المؤمنین اقتتلوا فأصلحوا بینهما » حجرات / 9 

آیا اقدام سعودی از نوع اصلاح فیما بین است یا گشودن جبهه ای  در صعده و ریختن خون مسلمانان ؟!... : « ومن یقتل مؤمناً متعمداً فجراؤه جهنم خالداً فیها و غضب الله علیه ولعنه و أعدله عذاباً عظیماً »  نساء / 93  

تازه اگر بناست مداخله  نظامی صورت گیرد باید علیه ستمگر باشد نه ستم دیده : « فإن بغت إحدایهما علی الأخری فقاتلوا التی تبغی حتی تفئ إلی أمرالله ... » حجرات /9  

چهره های سیاسی منطقه  و جهان و جمع کثیری از فعالان حقوق بشر مردم صعده را که ممنوع از دریافت سلاح  و مهمات و کمکهای انساندوستانه انسانهای آزادند مظلوم تشخیص داده اند و دولت سعودی توان کشف این حقیقت را نداردکه بعید است ، یا همدستی  مثلث شوم بین نیروهای القاعده ، دولت صنعا و وهابیهای تکفیری عربستان  بر اساس گرایشات قومی مذهبی که بوجود آمده و آلت دست استکبار قرار گرفته اند درصدد انجام این فاجعه سنگین هستند . 

پس دو گروه از وحدت اسلامی در رنج اند و به دنبال حرکت تفرقه انگیزند . 

از سوی دیگر کسانی که دارای اندیشه تقریبند وبه سرنوشت امت اسلامی می اندیشند وقلمرو بینش آنان  فرا جناحی  و قومی ومذهبی است و اقتضائات جهانی را به دقت رصد می کنند و از بیداری اسلامی که نوید دهنده آینده بهتر  برای مسلمانان است برخوردارند ، سخت تفرقه و اختلاف را زیانبار و مضرت آمیز می دانند و به شدت از آن وحشت دارند و اجتناب می ورزند از این رو رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای فرمود:«امروز هر حرکت تفرقه انگیزدر دنیا ی اسلام گناهی تاریخی است ، آنان که عنودانه گروهای عظیمی از مسلمین را به بهانه های واهی تکفیر می کنند ، آنان که با گمان های باطل بمقدسات فرقه هائی از مسلمین اهانت می کنند ،آنان که به جوانهای از جان گذشته لبنان که مایه سربلندی امت اسلامی شدند  از پشت خنجر می زنند ...  آنان که برای شکست دولت مسلمان و مردمی در عراق  نا امنی و برادر کشی را دامن می زنند ، آنان که دولت حماس را که محبوب و منتخب ملت فلسطین است از هرسو زیر فشار قرار میدند ، چه بدانند ، و چه ندانند ، مجرمانی به شمار می روند که تاریخ اسلام و نسلهای آینده از آنان با نفرت یاد خواهند کرد و آنان را مزدوران دشمن غدار خواهند دانست » . 

البته راه جبران زیان و باز گرداندن عزت پیشین کشف و شناسائی  مایه های وفاق است مانند : نوع جهان بینی، انسجام فرهنگی ، سابقه تمدن ، بینش و منش  مشترک ، معتقدات مذهبی ، پرستشها ونیایش های هماهنگ ، آداب و سنن  اجتماعی ... تا در لوای این مشترکات  امت واحدی شکل بگیرد و قدرت عظیمی به وجود آید به گونه ای که قدرتهای جهان در برابرش به خضوع برآیند . 

 به امید روزی که مسلمین از این همه امکانات مادی و معنوی وسیع که به برکت اسلام نصیب شان شد استفاده بهینه بعمل آورند تا مصداق این آیه شریفه قرار گیرند که : « و لله العزه ولرسوله وللمؤمنین  و لکن المنافقین لا یعلمون » (منافقون / 8)   

س. آیا دعوت دیگران به مکتب اعتقادی و مسلک  اخلاقی با دشنام و لعن و تکفیر و ... امکان پذیر است؟ 

وظیفه همه مسلمانان این است که شیوه گفتاری و رفتاری پیامبر را سرلوحه زندگی قرار دهند : « لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه لمن کان یرجوا الله والیوم الآخر وذکر الله کثیراً » (احزاب / 21) 

از جمله سیره حضرت این بود که به هیچکس دشنام نمی داد و شماتت نمی فرمود  واگر چنین  اتفاقی می افتاد حضرت اموری همانند نمار و زکوه و انجام کار خیر را جهت کفاره این دشنام یا شماتت پذیرا می شد : « ماشتم رسول الله  احداً من المؤمنین بشتیمه إلاجعل لها کفاره و رحمه» 

او هرگز به کسی لعن نمی کرد ، حتی در میادین جنگ نسبت به دشمنان  قسم خورده خویش نه لب به لعن  نمی گشود بلکه آنان را مشمول دعای خود می فرمود : « وما لعن امرء قط ولاخادماً بلعته . وقیل له وهوفی القتال : لولعنتم یا رسول الله ، فقال : إنمابعثت رحمه ولم ابعث لعاناً »   فرمود : من برای رحمت مبعوث شدم نه برای لعنت . او برای همگان طالب خیر بود نه طالب شر ، از اینرو همیشه برای همه مردم دعای خیر می فرمود : « وکان إذا سئل أن یدعو علی احد مسلم إوکافر ، عام أو خاص ، هدل عن الدعاء علیه إلی الدعاء له ». او هیچکس را به باد کتک نگرفت و تنبیه نکرد : « وما ضرب بیده أحداً قط» . حضرت اهل انتقام و عقده گشائی نسبت به مردم نبود بلکه اهل عفو و مرحمت بود : « وما انتقم من شیئی صنع إلیه قط» . اینها لمعه ای از لمعات و قطره ای از اقیانوس مکارم و محاسن اخلاقی آن وجود گرانسنگ بود که ذات باریتعالی درحق او فرمود: « و إنک لعلی خلق عظیم »(قلم /  4) و راز موفقیت ویرا برخورداری از قلب مهربان و عطوف ورفتار نیکو دانست و فرمود: « فبما رحمه من الله لنت لهم ولو کنت فظا غلیظ القلب لا نفضوا من حولک ... » (آل عمران /159) قرآن نرمش داشتن با مردم را رحمت الهی و عامل جذب معرفی کرد، نامهربانی و سخت دلی را وسیله دفع مطرح نمود و پیامبر را با بهره مندی از این رحمت و عرصه اخلاق پیروز و ظفر مند توصیف فرمود ، و گرنه در بخش نظامی با همه توفیقات سرشارحضرت ، خداوند گویا معدل بیست نمی دهد زیرا پیروزی در میدان رزم را از پیامبرگرامی نفی و به خود نسبت می دهد : « فلم تقتلو هم ولکن الله قتلهم و ما رمیت إذ رمیت ولکن الله رمی » انفعال/17  وهمین نوع داوری از سوی ذات حق در فعالیتهای اجتماعی پیامبر صورت گرفت: « لو أنفقت ما فی الأرض جمیعاًما ألفت بین قلوبهم ولکن الله ألف بینهم » انفال /63 اما ظفرمندی و پیروزی حضرت را بوسیله سلاح اخلاق صد در صد پذیرفت و ستود . 

قرآن کریم ناسزاگوئی و سبّ و دشنام دهی به داعیان و مبلغان غیر خدائی را ممنوع کرد تا باز تاب آن نادانان و ناآگاهان به جریان حق و خدای منان اصابت نکند : « ولا تسبوّا الّذین یدعون من دون الله فیسبّو الله عدواً بغیر علم » انعام /108 

رسول اعظم به مردی از قبیله بنی تمیم که از آقا درخواست توصیه نموده بود فرمود: « فکان فیما أوصاه أن قال :  لاتسبّوا النّاس فتکتسبوا العداوه بینهم» آثار الصادقین ج 8 ص 183  با عموم مردم بدزبانی نکنید و دشمنی آنان را بر نیانگزانید. حتی حضرت اجازه بد زبانی با مردگان را نداد چراکه ممکن است موجبات آزار بازماندگان فراهم شود : « قال رسول الل(ص) : ما بال أقوام یؤذون الأحیاء بشتم الأموات» (کنز العمال ج 15 ص694) حضرت فرمود : چه انگیزه ای گروهی را وادار کرد تا زندگان رابا دشنام دادن به مردگان می آزارند .  دستورصریح قرآن برای مؤمنین ایجاد روابط حسنه با عموم مردم است : « وقولوا للنّاس حسناً»(بقره/13) 

قرآن شناسان واقعی در زیل این آیه فرمودند : « قولوا للنّاس أحسن ما تحبّون أن یقال لکم ، فإنّ الله یبغض اللّعان السّباب الطّعان علی المؤمنین  المتفّحش السّائل الملحف» بحارالانوار ج 71 ص161 ) یعنی باید آنگونه با مردم سخن گفت که علاقه داریم بما گفته شود ، چرا که خداوندنسبت به پنج گروه بغض می ورزد : شخص لعنت کننده ، دشنام دهنده ، طعنه زننده ، فحاش و سائل مصر و لجباز.   از اینرو پیامبر عظیم الشأن عیبجوئی و عیب گوئی مسلمانان را کنار سّب و دشنام بر رهبرو پیشوا قرار داد و چنین فرمود : « من کان یؤمن بالله والیوم الأخر فلایجلس فی مجلس یسبّ فیه إمام أویعاب فیه مسلمٌ »  و آقا مشارکت در چنین نشست ها را تحریم فرمود . 

حال با عنایت به این آیات و احادیث و روایات عامه و خاصه و سیره و سنت عملی پیامبر اکرم شیوه دعوت دیگران به مکتب اعتقادی و مسلک اخلاقی می تواند شیوه دشنام دهی ولعن کردن و تکفیر نمودن باشد یا خیر؟ بی تردید پاسخ منفی است بلکه باید سیره رفتاری و گفتاری پیامبر اکرم که قدوه واسوه مطلق است سرلوحه کارمسلمین قرار گیرد. 

س. کنفرانسها با رفت و آمدهای علماء و دانشمندان ، رد و بدل شدن نامه ها و بحثهای علمی تا چه حد در حرکت تقریب مؤثر بوده و یا تأثیر گذار خواهد بود؟ 

این نوع رفت و آمد و گفتمانها و مراودات علمی، اخلاقی و  ردوبدل شدن نوشتارها و گفت و شنود و ارائه منابع و مآخذ مبانی و آراء فکری، اعتقادی، به همدیگر روی گروهی از مسلمین که فاصله ها و جدائی های آنها از سر اطلاعی و بی خبری نسبت به هم است، بی تردید تأثیر مثبت خواهد داشت و موجبات نزدیکی و حتی پیوند آنان را فراهم خواهد ساخت، چرا که بیگانگی و بریدگی از هم مغرضانه و لجوجانه نیست بلکه از باب عدم ارتباط و شناخت است، و القائات شیطانی علیه همدیگر و تضعیف مبانی، بستر ساز این تباعد نبوده و اگر هم بود تا به مرز تباغض و تنافر و دشمنی نرساند و روحیه دشمنی و عداوت نهادینه نشد. حال با ایجاد ارتباط و شبکه اتصال و ایاب و ذهاب آن باورهای غلط فرو خواهد ریخت، مثل اینکه علیه شیعه گفته شد که اینان به جای نمازهای پنجگانه نمازهای سه گانه دارند، یعنی نماز صبح و ظهر و مغرب، و نماز عصر و عشاء را به جا نمی آورند، با این مراودات شکل تقارن و تعاقب انجام صلوات خمس در بین تشیع را دریافتند و رفع ابهام شد یا اینکه گفته می شود که شیعیان بعد از هر نمازی سه بار دستها را تا بنا گوش آورده و می گویند « خان الامین» یعنی نعوذ بالله  حضرت جبرئیل در ابلاغ وحی به حضرت علی (ع) خیانت کرد و وحی را به پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) ابلاغ نمود. بعدها با معاشرت فراوان دریافتند که شیعیان بعد از هر نمازی با حرکت با حرکت دست تا بنا گوش سه بار تکبیر می گویند. یا بر این باور بودند که مصحف فاطمه (س) جای قرآن کریم را  برای شیعیان گرفت و شیعه معتقد به قرآن نیست و به مرور زمان به دروغ بودن این نسبتها آگاه شدند و نقطه مقابل علیه عزیزان اهل سنت نیز القائاتی در بین شیعه می شد و حس بدبینی به وجود می آمد اما چون این جو و احساس نهادینه وریشه دار نبود با روشنگری مرتفع شد اما این تعامل و تبادل روی گروه لجوج و عنود و مغرض کار ساز نخواهد بود و گویا ختم قلوب برای برخیها در مواجهه با آیات اعتصام و وحدت و اخوت و الفت اسلامی بوجود آمد و رفع هر گونه شبهه تأثیر گذار نیست زیرا جدائیها مسلمین ناشی از عدم شناخت و شبهه نیست بلکه ناشی از هوا و شهوت است و جز مرگ و عذاب داروی دیگری وجود ندارد چنانچه قرآن کریم درباره گروهی از مخالفین پیامبر(ص) در مطالبات معجزات همین آلودگی به روحیه لجبازانه را مطرح فرمود:« وقالوا لن نوء من لک حتّی تفجر لنا من الارض ینبوعاً ...» (اسراء93-90) که درخواستهائی از قبیل جوشیدن چشمه آب، پیدایش باغات خرما و انگور، و جریان پیدا کردن نهر آب، به هم ریختگی کیهان و فرو پاشی نظام هستی و فرو افتادگی آسمان ... که این توقعات بی جا و بهانه جویانه بوده لذا پیامبر اسلام نیز پاسخ نداد. 

اما در مجموع این ارتباطات علمی، قلمی اتمام حجتی علیه بهانه جویان و تفرقه اندازان خواهد بود که خود نوعی اقدام مؤثر قلمداد میشود. 

 

  

  

  

  

  

  

  

  

  

  

  

  

  

  

  

  

  

  

 

 

 

ارسال نظر