ابعاد پیشنهاد رفراندوم برای حل مسأله فلسطین (1)
۱۴۰۱/۰۲/۰۶ ۱۵:۱۴ 268
یادداشت؛

ابعاد پیشنهاد رفراندوم برای حل مسأله فلسطین (1)

ابعاد پیشنهاد رفراندوم برای حل مسأله فلسطین (1) 

مهدی عزیزی


پیشنهاد برگزاری رفراندوم از فلسطینیان اصیل در سراسر دنیا را برای تعیین نظام سیاسی حاکم بر سرزمین  فلسطین در جهت پایان دادن به بحران فلسطین طرحی است که سالهاست از سوی رهبر انقلاب اسلامی ایران را مطرح شده است.

   با بررسی دقیق این پیشنهاد روشن می شود که این طرح، دارای ابعاد گوناگون و در خور توجه هست که هر کدام تحلیل و بررسی جداگانه ای می طلبد؛ ابعادی همچون ویژگیها، لوازم، موانع و روابط این طرح با طرحهای دیگری که برای حل مساله فلسطین پیشنهاد شده است. در ادامه به برخی از ویژگیهای این پیشنهاد اشاره می شود.
 

1. انطباق با موازین بین المللی و مطابق با اصول دموکراسی مقبول در دنیای امروز

  اصل حق تعیین سرنوشت ملتها که به معنای حق ملتها در انتخاب ساختار حکومتی و نهادهای حقوقی و سیاسی خود در جامعه بین المللی می باشد از مبنایی ترین اصول حقوق بین الملل است که بسیاری از اصول دیگر از آن ریشه می گیرند و تمام ملت ها بدون هیچ تمایزی از این حق برخوردار می باشند. از طرفی، همه پرسی به عنوان یکی از راههای منطبق بر موازین دموکراسی مقبول در جهان کنونی تلقی می شود و این راه حل دموکراتیک، در مورد مردم فلسطین هم قابل فرض است.

 رهبر معظم ایران حضرت آیت الله خامنه ای در این باره فرموده اند:

   «این فرمول (همه پرسی)، فرمول دنیا پسندی است. کسانی که می گویند ما معتقد به آراء مردم و دموکراسی هستیم بسیار خوب، بفرمایید این دموکراسی! بلاخره این قطعه از دنیا که در این جا قرار دارد، مردمی داشته است؛ این مردم امروز هم هستند و زنده اند؛ چند میلیون نفر در همان جا زندگی می کنند، چند میلیون نفر هم در خارج از آنجا ـ در لبنان و اردن و نقاط دیگرـ زندگی می کنند. اینها بیایند در همان جا اجتماع پیدا کنند و خودشان حکومت خودشان را انتخاب کنند؛ این روش بسیار درستی است.[1]»
 

2. راهکاری انسانی؛ نه عربی و نه دینی

   ناسیونالیسم و سوسیالیسم از جمله ایدوئولوژی هایی هستند که در مواجهه بااسرائیل مورد آزمون قرار گرفته اند، بدون اینکه دستاوردی برای فلسطین داشته باشند. برای جمهوری اسلامی ایران مسأله فلسطین فراتر از منازعه عربی ـ اسرائیلی و حتی فراتر از منازعه اسلام با یهود، یک مسأله انسانی و مربوط به ارزش های والای انسانی و حقوق اولیه هر انسان در روی کره خاکی است. توجه به پیشنهاد رهبر انقلاب روشن می سازد که راهکار معظم له، راه حلی صرفاً مذهبی و علیه جماعت یهود نیست و حتی راهکاری نیست که از روی حس ناسیونالیستی عربی به نفع اعراب نشأت گرفته باشد. زیرا در این پیشنهاد، تصریح شده که همه فلسطینیان اصیل، فارغ از نژاد یا دین و مذهب حق دارند که حاکمیت سرزمین خویش را تعیین کنند. بنابر این انسانهای فلسطینی مد نظر هستند و نه مسلمانان و نه اعراب؛ از این روست که همین وجهه انسانی بودن این پیشنهاد، حساسیت ها را کمتر کرده و زمینه برای پذیرش افکار عمومی جهان را بیشتر می کند و هر انسان دارای فطرت سالمی را وادار به تأیید آن می کند. 
 

3. صلح آمیز بودن این راه حل

   از ابتدای تشکیل دولت جعلی اسرائیل در سرزمین فلسطین، کشمکش و درگیری بین نیروهای اشغالگر و مردم مظلوم فلسطین، این منطقه را به یک منطقه بحرانی در خاورمیانه تبدیل کرده است. با پایان یافتن جنگهای چهارگانه اعراب و اسرائیل در سالهای 1948 تا 1973 و پیامدهای جبران ناپذیری که این جنگها برای اعراب و فلسطینیان داشت،کم کم زمزمه های مذاکرات صلح توسط دولتهای عربی به وجود آمد، کنفرانس صلح ژنو، قراردادکمپ دیوید، کنفرانس مادرید و قراداد صلح اسلو نمونه این مذاکرات بود که نه تنها نتوانست مسأله فلسطین را حل کند بلکه آتش انتفاضه و عملیات شهادت طلبانه مردم فلسطین را شعله ورتر کرد. در این میان جنایات اسرائیل هم همچنان با جلوه های دیگر ادامه پیدا کرد. در حال حاضر نه تنها در جبهه رژیم اشغالگر هیچ توافق نظری برای سازش با فلسطینی ها وجود ندارد؛ بلکه در محور فلسطینی نیز اختلافات بسیار عمیق و پر مخاطره وجود دارد. اکنون این سوال در ذهن ملتهای آزاده دنیا که از کشتار و جنایات غیر انسانی صهیونیستها در منطقه به تنگ آمده اند شکل گرفته که آیا راه حلی صلح آمیز و اجرایی  برای حل این بحران وجود دارد؟ پیشنهاد رهبر ایران، این خواسته را به خوبی پاسخ می دهد زیرا این طرح، بدون جنگ و درگیری ، راهی صلح آمیز برای حل بحران فلسطین در منطقه را پیشنهاد می کند که در صورت اجرا شدن این طرح، آتش منازعات و درگیری ها به خاموشی گراییده و ظلم و تجاوز در منطقه از بین می رود. از طرفی جهان امروز که از تجاوز و جنگ به تنگ آمده است و به دنبال صلح و آرامش و امنیت فراگیر است به خوبی از این راه حل استقبال می کند.
 

4. استیفاء کامل حقوق مردم فلسطین 

   در تمام طرح های صلح آمیزی که تا قبل از طرح رفراندوم پیشنهاد شده بود، لااقل بخشی از حقوق مردم فلسطین پایمال شده و حق تعیین سرنوشت که حقی طبیعی برای هر ملتی است نادیده گرفته می شد. زیرا در تمام این پیشنهادات صلح و مذاکره، پیش فرض دو دولتی لحاظ شده بود و اسرائیل به عنوان یک دولت مستقل باید به رسمیت شناخته می شد. علاوه بر اینکه در این پیشنهادات، سهم مردم فلسطین از مذاکره تنها استیفاء مقدار ناچیزی از حقوق مسلم آنها به عنوان یک شهروند فلسطینی بود. مذاکرات سازش غزه و اریحا که در سال 1993 بین تشکیلات خودگردان با رژیم صهیونیستی بسته شد و نتیجه اش اجازه تشکیل یک دولت خود مختار محدود زیر نظر اسرائیل در یک منطقه محدود از کشور فلسطین بود نمونه بارزی از این طرحهای سازش است.

    نتیجه عملی و واقعی مذاکرات صلح تا کنون، نشان می دهد که این مذاکرات تنها سناریویی برای امتیازگیری و خاموش کردن آتش خشم مردمی انتفاضه و گسست صفوف فلسطینیان در رسیدن به آرمان مقدس آزادی فلسطین بوده است به گونه ای که پس از گذشت سالها از آغاز مذاکرات، اسرائیل حاضر به پذیرش وعده های داده شده در مذاکرات نیست و با گسترش توسعه طلبی، در صدد تغییر واقعیات فلسطین به سود خود است. در این پیشنهاد رهبر انقلاب، پیش فرض به رسمیت شناختن موجودیت دولتی به نام اسرائیل وجود ندارد بنابراین نتیجه رفراندوم هرچه که باشد، دادن امتیاز به دشمن اشغالگر نیست و حق تعیین سرنوشت ملت فلسطین به طور کامل استیفا می شود.


[1] - بیانات در خطبه های نماز جمعه تهران ؛ 25/9/1379

ارسال نظر