[ 362 ] لطف آنچه تو انديشى حكم آنچه تو فرمايى أي پادشه خوبان، داد از غم تنهايى * دل بى تو به جان آمد، وقتست كه بازآيى در آرزوى رويت، بنشسته بهر راهى * صد زاهد وصد عابد، سرگشته سودايى مشتاقي ومهجورى، دور از تو چنانم كرد * كز دست، نخواهد شد، پايان شكيبايى أي درد توام درمان، در بستر ناكامى * وى ياد توام مونس، در گوشه تنهايى فكر خود وراى خود، در امر تو كى گنجد * كفر است دراين وادى خود بينى وخودرأيى در دايره فرمان، ما نقطه تسليميم * لطف آنچه تو انديشى حكم آنچه تو فرمايى گستاخى وپرگويى، تا چند كنى أي " فيض " * بگذر تو ازاين وادى، تن ده به شكيبايى " فيض كاشانى " ________________________________________
